شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٦١
مى آغازد و به تفسير جنبه علمى مى بخشد. ولى دراعراب و لغت و اشتقاق و قرائت، يعنى مسائلى كه مربوط به زبان است، چندان پاى نمى افشرد، و جنبه خطايى آن بيشتر است؛ چه شيخ ابوالفتوح مردى فاضل و واعظ و مذكِّر بوده است، نه مدرّس و معلّم. و مجمع البيان طبرسى به تازى (م ۵۴۸ق)، از اين حيث جامع تر از تفسير ابوالفتوح است؛ امّا از لحاظ معانى و توجيه و روشنگرى آيات روض الجنان بر مجمع البيان رجحان دارد، بخصوص كه در تفسير هر آيه حكايات و داستانهاى مربوط به آن را به شيوايى ياد مى كند.
اين تفسير، از لحاظ اشتمال بر فوايد لغوى و دستورى و نثر ساده و روان هم ارزش و اهميت فراوان دارد. سبك نثر آن كهنه و به شيوه كتب علمى و اخلاقى روان سده پنجم قمرى است و مشتمل بر بسيارى از واژه ها و تعبيرات و تركيباتى است كه در نوشته هاى ديگر همدوره آن كمتر توان جست و نكته گفتنى تر آنكه اثر لهجه رازى در آن بسيار است.
صاحب مجالس المؤمنين، قاضى نوراللّه شوشترى (م ۱۰۱۹ق)، نوشت:
«و بالجمله مآثر فضل و مساعى جميله او در تفسير كتاب كريم و ابطال تأويلات سقيم مخالفان اثيم و تعنّفات نامستقيم مبتدعان رجيم، بر همگنان مخفى نيست و از تفسير فارسى او ظاهر مى شود كه معاصر صاحب كشّاف بوده و بعضى از اشعار صاحب كشّاف به او رسيده، امّا كشّاف به نظر او نرسيده و اين تفسير فارسى در رشاقت تحرير و عذوبت تقرير و دقّت بى نظير است».
فخرالدين رازى اساس تفسير كبير خود را از آنجا اقتباس نموده و جهت دفع توهّم انتحال، بعضى از تشكيكات خود را بر آن افزوده. [١]