شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٠١
اين گفته، بيان عقيده مكذّبين، يا توجيه تكذيب، يا شعار عمومى آنها مى باشد. اين كوردلان تاريك فكر چون آيات وحى و هر نشانه خداوند و حقايق برتر از انديشه هاى خود را در نمى يابند، معتقدند كه اينها ساخته و نوشته گذشتگان است و آيندگان بدون تعقل آنها را بازگو مى نمايند. يا براى موجه نمودن تكذيبشان چنين مى گويند يا شعارى است كه بدون تعقل بازگو مى كنند. گويا مكذبين با اين گفته و قضاوت عجولانه، مى خواهند خود را به مقياس پيشرفت زمان واقع بين و نوانديش، و گذشتگان و گفته هاى آنان را كهنه و اوهام بنمايانند.
از اين آيه و آيات مشابه آن، چنين استفاده مى شود كه اين گونه گفتار، مبين كيفيت نفسانى و انديشه منكران آيات و طاغيان و زبانزد آنان در هر زمان مى باشد، نه آيه قرآن، همين كلام را از زبان كافران و منكران آن گاه كه آيات بر آنان تلاوت مى شود و يا به معاد خوانده مى شوند نقل كرده است. روش بيان اين آيات، كه با جمله «اذا تتلى» و فعل «يقول» آمده است، دلالت بر همين تعميم دارد. آيه هفده سوره احقاف اين كلام را از زبان جوانان مغرور و طاغى كه موجب نابودى اجتماع مى شوند، بازگو كرده است. آنها در مقابل پدران و مادران مهربان و عاقبت انديش و ناصح و دعوت كننده به ايمان همين كلام را مى گويند. جوانان عاصى از اين جهت مانند طاغيان گناه پيشه اند كه هر دو مى خواهند در برابر شهوات و آرزوهاى خود، هر قيد و بند ايمان را از ميان بردارند: اينها را گناه پيشگى به تكذيب وا مى دارد، آنها را غرور به جوانى و نوخاستگى و عصيان بر روش زندگى نياكان، و هر دو گروه به مقياس پيشرفت در آزادى از مسئوليتها و گسيختن بندهاى اخلاقى، و پيشرفت زمان خود را پيشرفته و روشن بين تر از «اولين» مى پندارند».
براى رسيدن بهتر به هدف، قبل از نتيجه گيرى نهايى و جمع بندى كلى مرور آياتى از قرآن مجيد كه در آنها از واژه «قصص» و ساختهاى گوناگون آن استفاده شده است، لازم است.