شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤١
{۰ حكمت محض است اگر لطف جهان آفرين خاص كند بنده اى مصلحت عام را ۰}
يعنى براى مصلحت عام، و مفعولُ به است. و به جاى «لام» حرف جر در عربى استعمال كنند:
{۰ پشت دو تاى فلك راست شد از خرمىتا چو تو فرزند زاد مادر ايام را ۰}
يعنى زاده شد براى مادر ايّام. و در ترجمه «إنّا للّه » فرمايد: «ما خدا راييم» و گاه با حرف «را» كلمه «براى» نيز آورند و بين آن دو جمع كنند و در اين تفسير گويد: حمل بر عموم كردن اولى بود براى كثرت فايده را (ج ۱، ص ۳۸۸) و پس از مستثنا هم استعمال شده است (ج ۱، ص ۳۹۶) همه خلايق بشنوند، مگر جن و انس را.
نهاد به معناى وضع؛ چنان كه گويد: اين جمله بر نهاد استفهام است؛ يعنى به وضع استفهام. و به معناى پرسش؛ مثلاً گويد: شايد تو اين كار كرده باشى؛ يعنى آيا تو كرده بر نهاد استفهام.
ديگر از اصطلاحات قديم، حذف «نون» مصدر است و در عصر ما كم تر استعمال مى شود؛ مانند كرد و خورد؛ يعنى كار كردن و خوردن، و آمد و شد؛ يعنى آمدن و رفتن؛ امّا در آن عصر بيش تر بود؛ مانند آنكه شاعرى گويد:
{۰ چون توانستم ندانستم چه سودچون كه دانستم توانستم نبود ۰}
يعنى توانستنم نبود و مؤلّف گويد: «از جمله ياد كرد من شما را به رحمت آن است كه» (ج ۱، ص ۳۷۱)؛ يعنى از جمله ياد كردن من، و گاه باشد كه «دال» را نيز حذف كنند؛ چنان كه سعدى گويد:
{۰ خور و خواب و خشم و شهوتشغب است و جهل و ظلمت ۰}
و اين سماعى است؛ همه جا نتوان گفت؛ مثلاً كر به جاى كردن صحيح نيست؛ گر چه خور به جاى خوردن صحيح است.
چند در غير معناى استفهامى، يعنى اندازه و مقدار؛ مثلاً هم چند، يعنى