شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٧٠
تنها چه مى كنى؟! و اين كودك كه است و اين آب از كجا آمد؟! اينجا كه زمين است تا سيصد و چهارصد گز نكنند آب نباشد! گفت: اين پسر ابراهيم است خليل خداى، و او ما را اينجا آورد به فرمان خداى تعالى.
گفتند: اين آب كه راست؟! گفت: اين مراست و خداى بر ما پديد كرده است!
گفتند: شايد تا ما اينجا فرود آييم و تو ما را از اين آب نصيبى دهى و ما تو را از اين متاع كه داريم نصيبى كنيم و همسايه تو باشيم تا تو تنها نباشى؟
گفت: روا باشد. ايشان آنجا فرود آمدند و باقى در سوره البقره گفته شده. [١]
۲. مقام ابراهيم
چون مدّتى برآمد و اسماعيل بزرگ شد، و هاجر فرمان يافت [٢] و جُرهُميان [٣] آنجا فرود آمدند و اسماعيل از ايشان زنى خواست و با خانه برد، ابراهيم عليه السلاماز ساره دستورى خواست تا بيايد و اسماعيل را بيند. ساره گفت: رواست، برو به شرط آنكه از اسب فرو نيايى. و او ندانست كه هاجر مانده نيست [٤] . ابراهيم به او شرط كرد و بيامد. چون بيامد، جايى ديد به مردم آبادان و قبيله اى بزرگ، فرود آمده. اسماعيل را خواست. او حاضر نبود، به صيد رفته بود بيرون حرم، زن اسماعيل بيرون آمد از