شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٢١
۲. «آن فريشتگان... گفتند.. از وراى ما زمينى ست پانصد ساله راه. همه از برف كه از سرما، بعضى بعضى را مى شكند. اگر نه آن استى، ما از گرماى دوزخ بسوختمانى، گفت: دگر بگوى...» (ياحقى، ج ۱، ص ۱۵۷).
۳. «زمين پنجم مسكن ماران و گزدمان اهل دوزخ است... هرگز دمى چند شترى، و هر دنبالى، چندِ نيزه اى، بر هر دنبال سيصد و شصت بند باشد» (ياحقى، ج ۱، ص ۱۵۸).
۴. آخرين نمونه اى كه نقل مى كنيم، به كلمات عربى آكنده است؛ اما آن را نيز در شمار قطعات برازنده كتاب مى نهيم:
«سالى به حجّ خانه خداى مى شدم. به كوفه فرود آمدم. شبى بيرون آمدم، در كويى از كوهاى كوفه مى گذشتم. از سرايى آوازى به در مى آمد كه مى گفت: بار خدايا! به عز و جلال تو كه من به آن معصيت كه كردم مخالفت تو نخواستم، و به نِكالِ تو و عذاب تو جاهل نبودم، و لكن خطيئتى عارض شد و شقاوتى يارى داد و به پرده فرو گذاشته تو مغرور شدم و به جهل و نادانى تو عاصى شدم. بار خدايا! مرا از عذاب تو كه برهاند؟ و اگر دستم از رسنِ رحمت تو بگسلد، تمسك به رسنِ كه كنم؟». (ياحقى، ج ۱، ص ۱۶۵ ـ ۱۶۶)
ملاحظه مى شود كه در اين نمونه، جملات، سخت كوتاه اند. ساختار آنها به روال طبيعى ترين ريخت جمله هاى فارسى، به ترتيب از فاعل + مفعول + قيد + فعل تركيب يافته است. قيدها و متممهايى كه به پايان جمله انتقال يافته اند، از اسلوب خوب فارسى پيروى كرده اند، و آنها كه در آغاز جمله آمده اند نيز تابع اغراض بلاغى (مثلاً تأكيد) بوده اند. در همه نمونه ها، گويى ساخت دستورى و واژگان فارسى كهن را مؤلف عمداً مدّ نظر قرار داده بوده است.
در نمونه اول، تركيب «چندِ هفت آسمان» (به اندازه...) از تركيبات اصيل كهن است؛ در نمونه دوم، شكل «فريشتگان» هنوز به فرشتگان يا ملايك تغيير نيافته