شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٤٠
البته در شواهد موجود موردى هست كه قبل از ساخت «دستور باش»، حرف ربط «يا» به كار رفته است (۲۴). اين شاهد از نظر مضمون تفاوت اندكى با ديگر شواهد ما دارد؛ زيرا حرف ربط «يا»، دو عبارت موجود را همپايه هم قرار داده است و به نظر بايد آن را جمله اى امرى محسوب كرد؛ زيرا اين شاهد، علاوه بر اينكه دلالت بر كسب اجازه مى كند، مفهوم امرى نيز دارد و مانند شواهد ديگر نمى توان آن را با آهنگ سؤالى خواند، از طرف ديگر جمله بعدى در شاهد، خود تأييدى بر امرى بودن جمله اول است؛ مانند: «يا مرا دستور باش تا برون روم و عذر خود ظاهر كنم يا او را محبوس كن تا حديث من نكند»، كه تأويل آن به صورت زير خواهد شد: يا به من اجازه بده تا برون روم و عذر خود ظاهر كنم، يا او را محبوس كن تا حديث من نكند.
اكنون با توجه به مسائل ذكر شده، به بررسى چگونگى كاربرد «دستور باش» و «دستور باشى» و اجزاى تشكيل دهنده آنها مى پردازيم: به طورى كه در جدول زير ملاحظه مى شود، كاربردهاى مختلف اين ساختها در اين تفسير با توجه به ۲۹ مورد از شواهد ذكر شده، در صورتى كه بين كاربرد ضماير «مرا، من را» و «ما را» تفاوتى قائل نشويم، چنين اختلافات و ويژگيهايى را نشان مى دهد:
ساختموارد كاربردساختموارد كاربرد
دستور باش تا۱۱ مورد دستور باشى كه۳ مورد
ما را، مرا دستور باش تا۵ مورد اگر دستور باشى۲ مورد
دستور باش ما را، مرا تا۲ مورد اگر دستور باشى تا۱ مورد
دستور باشى تا۴ مورد اگر ما را دستور باشى تا۱ مورد
جدول ۲