شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٤٨
اسباب نزول، چه مواردى كه منبع آن را بيان كرده و چه مواردى كه هيچ منبعى براى آن ذكر نكرده است، سلسله سند روايات را متعرض نشده است.
به عنوان نمونه، دو مورد ذيل آورده مى شود:
۱. در سبب نزول آيه شريفه «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً» (بقره ۲: ۱۴۳)، مى گويد:
«سبب نزول اين آيه بود كه جماعتى جهودان عرب، مرحب و ربيع و قومى دگر با معاذ جبل گفتند: ما امت عدليم و قوم وسطيم و قبله ما قبله پيغمبران است و محمّد مى داند و ليكن عناد او را رها نمى كند كه بگويد. معاذ گفت: دين ما حق است و ما امت عدليم. خداى تعالى اين آيه فرستاد». [١]
در اين مورد مى بينيم كه نه سندى براى سبب نزول ذكر شده است و (طبعاً) نه سلسله سندى وجود دارد.
۲. در سبب نزول آيه شريفه «وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ...» (واقعه ۵۶: ۸۲)، چنين گفته است:
«عبداللّه عباس روايت كرد گفت: در عهد رسول صلى الله عليه و آله بارانى آمد. رسول صلى الله عليه و آله گفت: مردم در اين باران به دو گروه اند: بهرى شاكرند، و بهرى كافر. امّا شاكر آنان بودند كه گفتند: اين رحمتى است كه خداى تعالى داد ما را و آنان كه كافر بودند گفتند: كه صدق نوء كذا و كذا (يعنى ما را باران آمد به سبب طلوع فلان ستاره و چنين و چنان خداى تعالى اين آيه فرستاد». [٢]
آنچه بيان شد، از باب نمونه بود. همان طور كه ياد شد، ابوالفتوح رازى در تمام موارد از ذكر سلسله سند روايات خوددارى نموده است.
۵. نقل تمامى اقوال: بر كسى پوشيده نيست كه تتبع و ذكر تمامى اقوال وارده در