شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٨٨
ترجمه تفسير طبرى را در كنار دست داشته باشد و در خيلى از مسائل فقهى، حكمى و كلامى و به ويژه قصص ـ كه مورد بحث ماست ـ نگاهى به تفسير طبرى نيز بيندازد. اما همان طور كه در زمينه قصص نشان خواهيم داد، مذهب شيعه و خردورزى و بينش عميق او، مانع از آن بوده است كه استقلال فكرى و عقيدتى و شخصى خود را در برابر تفسير طبرى فراموش كند.
شيخ جمال الدين ابوالفتوح، حسين بن على بن محمدبن احمد بن حسين بن احمد الخزاعى رازى، از مشاهير علماى شيعه در قرن ششم هجرى در شهر رى، مى توان گفت بعد از ۴۸۰ق به دنيا آمده است و به ظن قوى در حدود ۵۵۵ق ـ دهه ششم قرن ششم ـ چشم از جهان فرو بسته است و به موجب وصيتش در جوار مرقد امامزاده واجب التعظيم، امامزاده عبدالعظيم حسنى رحمه الله، در شهر رى دفن شده است.
به احتمال زياد، تفسير كبير خود را به زبان فارسى درى بعد از سال ۵۱۰ آغاز كرده و در اواخر عمر خود، به پايان رسانده است.
از ويژگيهاى تفسير ابوالفتوح رازى، اشتمال اين تفسير، به قصص قرآن، داستانهاى انبياى پيشين و داستانهاى اساطيرى امم سابق است. بديهى است نويسنده مطالب خود را از كتابهاى تاريخى و تفسيرهاى پيشين، بخصوص تفسير طبرى، نقل مى كند، اما تفكر و عقيده شيعى نويسنده او را از نقل هرگونه مطلبى باز مى دارد. يكى از ويژگيهاى اساسى نگاه ابوالفتوح به قصص و داستانهاى اساطيرى، رنگ شيعى است كه ابوالفتوح به آنها مى زند. او در نقل ماجراى خلقت از پنج تن آل عبا، چنين ياد مى كند:
«چون خداى تعالى آدم را بيافريد و روح در او دميد، او از دست راست عرش بنگريد. اشباحى و تماثيلى ديد از نور به عدد پنج. بعضى راكع و بعضى ساجد بر صورت او. گفت: بار خدايا! پيش از من كسى را آفريده اى بر صورت من؟ گفت: نه.