شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٩٢
بازرگانان مى آمدند و به وادى ذوطوى فرود آمدند و آهو مى گرديد و چرا مى كرد، مردى از ايشان كمان برداشت و آهوى را بزد بيفگند و بكشتند و پوست بكندند و آتش بركردند تا بپزند. بعضى در ديگ كردند و بعضى بر آتش نهادند. از آن آتش شررى بجست، در آن قوم افتاد؛ جمله بسوختند و جامه ها و رختشان و متاعشان نسوخت.و امّا اجابت دعاى ابراهيم عليه السلام در ثمرات آن است كه در خبر مى آيد از جبير بن مطعم [١] و از زهرى [٢] و از محمّد بن المنكدر [٣] كه چون ابراهيم اين دعا كرد، خداى تعالى جبرئيل را فرستاد تا دهى از دههاى شام از جمله آنكه بسيار ميوه تر و نكوتر بود، از زمين بركند و برگرفت و بياورد و گرد خانه بگردانيد و بر زمين طائف بنهاد تا از آنجا انواع نعمت مى برند به مكّه.و سعيد بن جبير [٤] گويد: به دعاى ابراهيم عليه السلام بود كه اهل مكه را گوشت و آب و نان زيان نمى دارد و الاّ هر جا جز مكّه كه طعام ايشان گوشت و آب و نان باشد، درد