شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٧٥
با ما خطاب كند، و نه ما و نه پيغمبر صلى الله عليه و آله ندانيم كه مراد از آن چيست.
پس بايد خود پيامبر صلى الله عليه و آله و عالمان ربانى اهل بيت و صحابه او معناى متشابهات را بدانند. سوم اينكه اگر نه راسخان دانند و نه غير راسخان، چه فرقى ميان راسخ و ناراسخ هست و وصف و مدح ايشان به رسوخ و ثبات قدم در علم در اينجا فايده ندارد؛ زيرا چه بسيار نادانان سليم النفس و مؤمن نيز مى توانند بگويند سلمنا و آمنا. چهارم آنكه از عهد پيامبر صلى الله عليه و آله تا زمان ما مفسران همه فرقه ها و مذاهب اسلامى در تفسير قرآن كه هم محكمات دارد و هم متشابهات، حتى در تفسير حروف مقطعه يا فواتح سور بحث كرده اند و عملاً قائل به اين بوده اند كه راهى براى شناخت متشابه وجود دارد.
* براى تأييد اين نظريه چه دلايلى مى توان اقامه كرد؟
ـ دليل مهمى كه مؤيد قرائت ابوالفتوح و ساير علماى شيعه است، احاديث بسيار و معنا متواترى است كه از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام نقل شده است كه فرموده اند: «ما راسخان در علميم و تأويل متشابه را مى دانيم».
* منابع روايت را مى توانيد بگوييد؟ ـ منابع زيادى است؛ زيرا معناى اين روايت به صورت متواترى بيان گرديده، اما آنچه الآن در دسترس من هست، بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۹۲ است.
* جز اين دليل نقلى، آيا باز هم دلايل نقلى وجود دارد؟ ـ بله، حديث معروفى هست كه در جوامع حديث شيعه و سنى نقل شده است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله در حق ابن عباس، كه يكى از فاضل ترين صحابه بود، دعا كردند و فرمودند: «اللهم فقّهه فى الدين و علمه التأويل؛ يعنى خداوندا! به او درك دانش دين عطا كن و به او تأويل بياموز». در همين زمينه ابوالفتوح رازى ذيل تفسير همين آيه مى نويسد:
«و عبداللّه عباس چون اين آيه خواندى گفتى: «انا من الراسخين فى العلم الذين