شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٦٥
استحقاقين بر سبيل تأبيد، محال بُوَد؛ چه، استحقاق در صحت و استحالت، تبع وصول باشد و احباط به نزديك ما باطل است؛ چنان كه بيانش كرده شود. پس دليل مانع از ارتداد مؤمن اين است كه گفتيم؛ و ابليس هميشه كافر بود و منافق «وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ» [١] .
خلاصه گفتار او اين است. اجماع امت بر اين است كه مؤمن استحقاق ثواب دائمى دارد و كافر استحقاق عقاب دائمى؛ و جمع هميشگى ميان دو استحقاق محال است؛ زيرا استحقاق، مستلزم رسيدن به ثواب است. پس اگر ايمان بعد از كفر باشد، اسلام، گناهان قبل را محو مى كند: «الاسلام يجبّ ما قبله». [٢] اما كفر بعد از ايمان باعث حبط ايمان نمى گردد؛ زيرا بر طبق گفته قرآن هر كس هموزن خَردلى كار خيرى انجام دهد، نتيجه و پاداش آن را مى بيند: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» [٣] .
وى همچنين هر جا مناسبتى پيش مى آيد، به طور گسترده در مورد امام دوازدهم سخن مى گويد، مثلاً در تفسير كلمه «غيب» در آيه «يُو?مِنُونَ بِالْغَيْبِ» [٤] مى گويد: در تفسير اهل البيت آمده است كه منظور از غيب، حضرت مهدى است؛ زيرا او غايب موعود در كتاب و سنت است. آيه «وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» [٥] نيز از اين آيات است.