شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٩٠
است و ما هر دو در يك سرا باشيم؟»
اين يكى از ويژگيهاى اساسى تفسير ابوالفتوح است، او با نگاهى كاملاً شيعى به قصص و ماجراها مى نگرد و از اين فرهنگ گسترده داستانها و اساطير و تاريخ، به نفع تشيع بهره مى برد.
دومين ويژگى مهمى كه درباره قصص ـ و شايد زمينه هاى ديگر فكرى ـ به طور بارز و آشكار چهره مى نمايد، نگاه منقدانه و تحليل گر نويسنده است. او خود به خوبى آگاه است كه طبرى از ناقلانى كه به اسرائيليات آلوده اند، فراوان سود جسته است و اين را نيز مى داند كه خود از تفسير طبرى مطالبى را نقل مى كند، اما در اين نقل و استفاده از مطالب قصه پردازان، از چاقوى تيز نقد و خردورزى تحليلگرانه غافل نمى ماند و باز در كنار اصول فكرى مذهبى خود، قصه ها را در حد امكان از مواد زايد مى پيرايد تا قابل پذيرش و باور باشد، يكى از جاهايى كه تيغ تيز نقد او مى درخشد، قصّه ايوب است:
«بدان كه قصاص از وهب و كعب و جز ايشان، نه چندانى محال و حشو و ترهات ناشايست در قصه ايوب (عليه الصلوة والسلام) گفته اند. از آنچه عقلها منكر باشد آن را و اضافت كرده بسيار فواحش در آن باب با خداى تعالى و با ايوب، و ما اين كتاب را صيانت كرديم از امثال آن احاديث و آنچه از آن حديثها مستنكر نيست و مخالف ادله عقل و مناقض آنچه در اصول به ادله نامحتمل درست شده است طرفى بگوييم».
آن گاه داستان ايوب را به روايت وهب بن منبه بيان مى كند تا مى رسد به اين بند:
«... وهب گفت عند آن حال ابليس گفت: بار خدايا! مرا مسلط كن بر ما او. گفت: برو كه تو را مسلط كردم. او برفت و مالهاى او همه هلاك كرد. او در شكر بيفزود. آن گه گفت: بر فرزندان او مرا مسلط كن. گفت: كردم. گفت: بر تن او مسلط كن. گفت: كردم، الاّ بر دل و زبانش...».