شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٣٧
۴، اساس ۴۳۷)
۲۸. جماعتى صحابه گفتند: يا رسول اللّه ! ما بر تو چنان سلام كنيم كه بعضى بر بعضى و تو را مزيّتى نباشد؛ ما را دستور باش تا تو را سجده كنيم. رسول صلى الله عليه و آله گفت: سجده جز خداى را نشايد. (ج ۴، اساس ۴۳۷)
۲۹. كس فرستاد كه اين جا به نزديك ما مردى هست ترسا، و دبيرى نيك است. دستور باش تا او را دبير خود كنم كه مرد جلد و كافى و محاسب است. گفت: ويحك! (ج ۵، اساس ۲۵۶پ)
اكنون با توجّه به شواهدى كه آورده شد، به بررسى اين كاربرد ويژه از نظر ساختى و معنايى مى پردازيم. در بررسى عبارتى كه اين تركيب در آن به كار رفته، مشاهده مى شود كه تمام كاربردهاى اين تركيب در اين تفسير، از نظر جمله بندى، تقريباً شكل خاص و همانندى دارد، به اين صورت كه ابتداى شروع مطلب، يك جمله كوتاه خبرى است كه به صورت سوّم شخص مفرد (جمع) ماضى مطلق به كار رفته كه در پاره اى موارد فاعل آن به طور مشخصى ذكر مى شود؛ مانند:
(۲) اميرالمؤمنين على عليه السلام گفت: (۵) گفت:
(۱۶) مسلمانان گفتند:
معمولاً بعد از اين جمله، شبه جمله اى قرار دارد كه به صورت منادا به كار رفته است و بين مطلب به گونه اى است كه مورد خطاب در بيشتر شواهد، رسول اكرم صلى الله عليه و آله و يا خداوند متعال و يا كسى است كه از نظر مقام و مرتبه خطاب، برتر از شخص خطاب كننده است مانند:
(۱۲) فرشتگان گفتند: بار خدايا! (۱۵) گفت: يا رسول اللّه !
به طورى كه مشاهده مى شود شخص مورد خطاب در اين ساخت حائز اهميّت است ؛ زيرا كه ساخت بعدى در ارتباط با اين فرد است كه تشخّص پيدا مى كند.