شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٧٧
زبان طبيعى و ادبى همه اقوام و ملل قديم و جديد جهان، از جمله زبان عربى، داراى مجاز، اعم از كنايه و استعاره و تشبيه و تمثيل است و چون مجاز ـ اعم از كنايه و استعاره و تشبيه و تمثيل ـ در زبان راه پيدا كند، طبعا كلام «متشابه» مى شود؛ چنان كه بسيارى از قصص و اشعار و امثال و كلمات قصار همه زبانها احتياج به تفسير و تأويل دارند. به قول علامه طباطبايى «واجب است قرآن مشتمل بر كلماتى متشابه باشد و چاره اى جز آن نيست؛ همچنان كه لازم است آيات محكم نيز داشته باشد».
* يك بحث ديگرى كه مطرح است و ممكن است مفاهيم خلط شوند، بحث تفاوت تفسير و تأويل است. اين دو چه تفاوتى با هم دارند و چه نظراتى در اين باب ابراز شده است؟
ـ اغلب محققان گفته اند تفسير، ناظر به لفظ و الفاظ است؛ اما تأويل ناظر به ساختمان جمله و نحوه تعبير است؛ چنان كه وقتى در قرآن كريم، آيه ۱۴ از سوره فجر، مى فرمايد: «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» ؛ «همانا خداوند در كمينگاه است»، تفسيرش اين است كه مرصاد از رصد به معناى مراقبت و نظارت گرفته شده. مرصاد صيغه مفعال است، به معناى محل رصد و مراقبت و كمين؛ ولى چون به واقع خداوند در كمين يا كمينگاه ننشسته است، اهل نظر و اهل زبان از اين تعبير كنايى، علم و احاطه و حضور خداوند و از لحن آيه، تحذير و هشدارى بليغ در مى يابند و پى مى برند كه خداوند، از كار و بارشان غافل نيست؛ يا آنجا كه در سوره مائده آيه ۶۴، خداوند سبحان مى فرمايد: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ» ؛ «يهود مى گويند كه دست خدا بسته است»، در مى يابند كه نه دست به معناى عضو و اندام معروف است و نه بسته بودن آن به معناى عادى و عرفى كلمه است؛ بلكه قول ايشان كنايه از بركنار انگاشتن خداوند از آفرينش تازه و انفاق و تسلط بر مخلوقات و تصرف در كائنات است و وقتى در پاسخ آنها گفته مى شود. «بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ» ، ظاهراً