شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٥٣
«و جماعتى ديگر از مفسّران گفتند كه آيه در حبيب رومى آمد كه او برخاست تا هجرت كند و بيايد از مكه به مدينه.
قريش چون دانستند، از پى او بيامدند. چون در او رسيدند، او از شتر فرود آورد و كمان بزه كرد و گفت: بينى در اين كنانه من چند تير است و شما دانى كه تير من خطا نشود، هر تيرى در دل مردى نشانم. آن گاه به نيزه قتال كنم. آن گاه به شمشير تا كشته شوم. اگر خواهيد مالى و قسمتى كه مرا هست، در مكه به شما تسليم كنم. مرا و دين مرا رها كنيد. اين راضى شدند و برگشتند. خداى تعالى اين آيه فرستاد...».
سپس اين قول را رد كرده، مى گويد: «و اين قول خطاست؛ براى آنكه اگر چنين بودى، خداى تعالى «يَشْرِي» نگفتى كه «بيع» باشد، «يشترى» گفتنى كه «ابتياع» باشد؛ براى آنكه او مال داد و نفس باز خريد و معناى آيه اين است كه نفس بفروشد و به بها، رضاى خدا ستاند...». [١]
ب) در سبب نزول آيه شريفه: «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ...» (قصص ۲۸: ۵۴) مى گويد:
«و مخالفان به اين آيه تمسك كردند كه ابوطالب عليه السلام [العياذ باللّه ]كافر بود و گفتند: اين آيت در شأن او آمد».
سپس استدلال را رد مى كند و مى گويد: «و در ظاهر آيه ايشان را تمسك نيست؛ براى آنكه اگر تسليم كنند كه آيه در شأن ابوطالب آمد، در آيه بيش از اين نيست كه تو اين نوع هدايت نتوانى داد آن را كه تو خواهى؛ بل اين نوع هدايت به من تعلّق دارد. نگفت: من ندادم او را.
آن گاه از اين آيت، اصحاب ما دليل انگيختند بر ايمان او. وجه استدلال اين گفتند: اگر تسليم كنيم كه مراد به «مَن أَحبَبْتَ» ابوطالب است، در اين لفظ اثبات