شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٧٤
هستد، معناى متشابه را مى دانند و اينان در عين آنكه علم و اطلاع دارند، از روى اخلاص و ادب سر تسليم فرود مى آورند و بر عكس فتنه جويانى كه از متشابهات دستاويز درست مى كنند و آن را همانند محكمات كلام الهى واجب الاحترام مى شمارند و در آن چون و چرا و جدل نمى كنند.
* شما گفتيد تأويل در واقع مربوط به متشابهات است. اين موضوع را دقيق تر تشريح مى فرماييد؟
ـ بله، در همين راستا، تأويل با متشابهات در قرآن مجيد پيوند مى يابد. ابوالفتوح رازى از قول محمد بن جعفر بن زبير مى نويسد: «محكم آن باشد كه محتمل نباشد، الاّ يك وجه را، و متشابه آن بود كه محتمل بود وجوه را» و سپس از قول ديگران در ذيل آيه مى نويسد: «بعضى ديگر گفتند، محكم آن باشد كه علماء تأويل آن دانند، و متشابه آن بود كه تأويل آن جز خداى تعالى نداند؛ كالخبر عن قيام الساعه».
ابوالفتوح در همين زمينه معناى تأويل را با متشابهات مربوط مى داند و مى نويسد: «در عرف اهل علم تفسير فرقى هست ميان تفسير و تأويل. كشف معنى آيات محكم را تفسير گويند، و بيان معنى آيات متشابهات و ديگر وجوه و احتمالات او را تأويل گويند».
* مأخذ نقل قولهايى كه فرموديد، كجاست؟
ـ در تفسير ابوالفتوح رازى، ذيل آيه هفتم از سوره آل عمران.
* دلايل ابوالفتوح براى اثبات نظر خود در باب تأويل چيست؟
ـ ابوالفتوح چند دليل بر قرائت مقبول خود و اكثريت علماى شيعه مى آورد كه راسخان در علم نيز از تأويل آيات متشابه باخبرند: نخست اينكه قرآن به عربى آشكار است «و در او الغاز و تعميه» نيست، لذا بعيد است كه همه بنى نوع انسان و حتى عالمان خبره از آن و نيز بخشى از آنكه متشابهات است سر در نياورند. دوم اينكه درست نيست كه خداوند با رسول اللّه صلى الله عليه و آله خطابى كند و رسول هم از جانب او