شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٢٤
ظاهراً با ديدگاهى كه در مباحث قبل از وى نقل كرديم، تفاوت دارد.
شگفت اين است كه شيخ ابوالفتوح خود نيز در جايى از تفسير درباره گذشتگان و قصص انبياء نوشته است:
«بدان كه قصّاص (داستان سرايان) از وهب و كعب و جز ايشان چندان محال و حشو و تُرّهات و ناشايست در قصه ايوب گفته اند از آنچه عقلها منكر باشد آن را، و اضافت كرده بسيار فواحش در آن باب با خداى تعالى و با ايّوب. و ما اين كتاب را صيانت كرديم از امثال آن احاديث و آنچه از آن حديثها مستنكر نيست و مخالف ادله عقل و مناقض آنچه در اصول به ادله نامحتمل به تأويل درست، شده است، طَرفى بگوييم». [١]
اما به هنگام نقل و عرضه داستانهاى زندگانى گذشتگان و نقل قصص انبياء، بدون توجه بسيارى از اسرائيليات را نقل كرده است. مرحوم شعرانى در اين زمينه نوشته اند:
«در قصص انبياى گذشته، از عرائس ثعلبى فراوان نقل كرده و چون اخبار ضعيف در عرائس بسيار است و اعتماد بر آن نيست، خواننده اين تفسير را شگفت آيد كه مردى عالم مانند مؤلّف كه اعتماد بر روايت غير ائمه معصومين عليهم السلام را مطلقاً جايز نمى داند، حتى اگر از صحاح سته آنان باشد، چگونه از كتابى ضعيف از كتب اهل سنّت نقل روايت مى كند». [٢]