شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٥٤
سبيل ترغيب ايشان در ايمان و تقريب ايشان به آن: اى قوم! من بر اين اداى رسالت و دعوت شما به ايمان، از شما مالى طمع ندارم، و اجر و مُزدى نمى خواهم؛ مزد من و ثواب من جز بر خداى نيست.
«وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا» [١] . سبب اين گفتن آن بود كه كافران گفتند: ما را استنكاف باشد از آنكه به تو ايمان آريم تا ما را برابر ارذال ببايد نشست، ما را اين برگ نباشد و اين اوباش را از پيش خود بران، تا ما به تو ايمان آريم.
او گفت: من نتوانم آنان را كه ايمان آورده اند برانم براى وعده اى كه شما مى دهيد كه باشد [كه] وفا كنيد و باشد كه نكنيد؛ چنان كه كفّار قريش با رسول صلى الله عليه و آله گفتند، تا خداى تعالى آيه فرستاد «وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ...» الآيه [٢] .
«أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ» [٣] ؛ ايشان را با خدا ملاقات خواهد بود و در جوار رحمت او خواهند بود. ايشان را بنشايد راندن، وليكن من شما را سخت جاهل مى بينم. اينكه مى كنيد به جهل مى كنيد و مى گوييد.
«وَ يا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللّهِ» [٤] . هم نوح عليه السلام مى گويد به تأكيد كلام اول گفت: مرا از خداى تعالى، كه نصرت كند و با پناه گيرد اگر ايشان را برانم؟ اين انديشه مكنيد، يقال نَصَرتُه من فلانٍ اذا منعته و اجرته عليه. [٥]
آنكه گفت: «وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللّهِ» [٦] گفت: من نمى گويم كه خزائن