شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٣٦
«إنّا مأمورون على ما يأتي بعرض الحديث المنقول عن الأئمة على ألسنة المتواترة عن النبي صلى الله عليه و آله وردّ ما خالفه». [١]
به اعتقاد ايشان، همان گونه كه اگر روايتى با قرآن مخالف بود، زخرف و مردود است، در صورتى كه حديثى با احاديث قطعى ديگر در تضاد و تعارض بود هم از حجيّت و اعتبار ساقط مى شود؛ زيرا كتاب و سنّت قطعى، دو معيار اساسى سنجش روايات به حساب مى آيند و بر هر مرجّح ديگرى هم مقدّم هستند. اين واقعيت را ايشان در ضمن بيان برخى از مرجّحات، اين گونه بيان فرمودند:
«هذا بعيد جدّاً؛ لأنّ النظر إلى الكتاب والسنّة مقدّم على كل مرجّح؛ إذ الخبر الذي يخالفهما باطل، لا يعتمد عليه؛ وإن كان راويه عادلاً اشتبه الأمر عليه». [٢]
ايشان با اين معيار روشن و صريح به نقد و بررسى موارد متعددى از روايات پرداخته است؛ مثلاً در يك مورد چنين مى فرمايد:
«چون اين روايات مخالف يكديگر است، و صحّت هيچ يك معلوم نيست و دانستن آن از ضروريات هم نيست، توقف بايد كرد». [٣]
و يا در نقد روايتى كه ابوالفتوح در تفسير آيه ۵۵ سوره نور آورده مى نويسد: منافى آن روايت است كه جابر در زيارت اربعين نابينا بود. [٤]
علاوه بر اين، به اعتقاد مرحوم شعرانى، احاديث همانند قرآن داراى محكم و متشابه است و بايد براى فهم احاديث متشابه، آنها را به محكمات ارجاع داد؛ چنانچه در شرح حديثى از اصول كافى مى نويسد:
«هذا الحديث محكم واضح المعنى، موافق للمعلوم من مذهب أهل البيت وللعقل، ويجب إرجاع سائر الأحاديث من المتشابهات إلى هذا المحكم الواضح». [٥]