شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٤١
۱. در كاربردِ «دستور باش»، حرف شرطِ «اگر» و حرف ربطِ «كه»، اصلاً استعمال نشده است.
۲. كاربردهاى «دستور باش»، هيچ گاه بدون همراهى حرف ربطِ «تا» استعمال نشده اند؛ امّا كاربردهاى «دستور باشى»، بدون وجود حرف ربطِ «تا» و «كه» استعمال شده اند.
۳. بيشترين كاربرد دو ساختِ «دستور باش» و «دستور باشى»، با حرف ربطِ «تا» است.
۴. كمترين كاربرد، استعمال حرف شرطِ «اگر» به همراه حرف ربطِ «تا» و ضميرِ «ما را» در «دستور باشى» است.
۵. در كاربردِ «دستور باشى»، تنها يك مورد ضميرِ «ما را» استعمال شده است.
۶. در كاربرد «دستور باشى»، حرف شرطِ «اگر» به همراه حرف ربط «كه» نيامده است.
۷. در كاربردِ «دستور باش»، ضماير مفرد و جمع «مرا، من را» و «ما را» تغييرى در ساختِ «دستور باش» از نظر شناسه ها نمى دهد.
به طورى كه مشاهده مى شود ضمايرِ «مرا، من را» و «ما را» به صورتهاى مختلف قبل و بعد از ساخت مورد نظر آمده است و همان گونه كه توضيح داده شد، چون جملات در مقام كسب اجازه از يك مقام برتر است و از طرف ديگر در نسخه هاى دوره هاى جديدتر اكثريت كاربردهاىِ «دستور باش»، به صورتِ «دستور باشد» و «دستورى باشد» ضبط شده است، احتمالاً كاربردِ «را» در مفهوم حرف اضافه «به» است و مى توان آن را به صورت زير تأويل كرد:
ما را دستور باش؟ = ما را دستور باشد؟ = به من اجازه بده. (شاهد ۲۴) به ما اجازه مى دهيد؟
در اين تأويل حتى اگر «را» از بافت جمله حذف شود، چنين به نظر مى رسد