شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٩٤
عناد است كه اصدق حديث را تشبيه به اكاذيب فاسده و خرافات باطله مى نمايند. «اساطير» به معنى اباطيل است و جمع اسطوره است».
ملاحظه مى شود كه شريف لاهيجى اساطير را به معناى سخنان باطل و بى اساس گرفته است. طبرسى در مجمع البيان جالب تر به موضوع نگاه مى كند:
«... اساطير: جمع اسطوره و اسطاره. اين كلمه از سطر كتاب، يعنى نوشتن كتاب گرفته شده است. مقصود از اساطير الاولين نوشته هاى عجيب و غريب پيشينيان است. جمع سطر به اسطار بسته مى شود و اسطار به اساطير. بنابراين ممكن است اساطير جمع الجمع باشد. شاعر گويد:
{۰ انى واسطار سطرن سطراًلقائل يا نصر نصراً نصراً ۰}
يعنى قسم به سطرهايى كه نوشته شده اند، من مى گويم: اى نصر! يارى كن». ملاحظه مى شود كه طبرسى «أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ» را سخنان عجيب و غريب گذشتگان ترجمه مى كند و در هنگام توضيح تفسيرى، ريشه واژه را به سطر مى رساند و معناى نوشتن و كتابت از آن مى گيرد.
جرجانى در تفسير گازر درباره همين آيه مى نويسد: «ابوسفيان وليد مغيره و عتبه و شيبه و اميّه و ابى حلف و نضر بن الحارث بيامدند و حديث رسول صلى الله عليه و آله بشنيدند و قرآن استماع كردند. آن گه با يكديگر گفتند: چگونه دانيد اين را كه محمد مى خواند و مى گويد؟ نضر گفت: اين از جنس آن اساطير است كه من با شما مى گفتم و او اخبار گذشتگان بسيار ياد داشتى و حكايت كردى، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت... . آن گه مبالغه زيادت كرد و گفت: عناد و اصرار بر كفر به جايى رسيده است كه به تو مى آيند و با تو مجادله و مخاصمه مى كنند و قرآن را كه مى شنوند، مى گويند: اين افسانه پيشينيان است و حديث اولينان».
ملاحظه مى شود كه جرجانى از طبرسى نيز فراتر رفته، از «اساطير» معناى اخبار