شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٣٣
آوردند، وليكن در دنيا بعضى كافر شدند و بعضى ثابت ماندند، و در آن روايات گويد مردم مختلف شدند». [١]
هم چنين براى بررسى روايات و حكايات تاريخى از همين شيوه خدشه ناپذير استمداد جسته نصوص مربوط به تاريخ انبياء و اقوام گذشته را به نقد كشيده است؛ مثلاً در موردى كه ابوالفتوح در تفسير خود حكايتى درباره حضرت يونس عليه السلامآورده، ايشان اين گونه به نقد آن پرداخته است:
«اين حكايت را با اندك اختلافى، ثعلبى در [كتاب] عرائس آورده است و اين تفاصيل چون از امام معصوم روايت نشده است و از آيه قرآن هم استنباط نمى شود، لذا به صحت آن اعتماد نيست و آنچه مسلّم است، همان است كه قرآن بر آن دلالت دارد». [٢]
هم چنين در ردّ رواياتى كه اظهار مى دارد نطفه چهل روز در رحم باقى مى ماند و پس از آن به صورت علقه در مى آيد، مى نويسد:
«قيد چهل روز در قرآن نيامده؛ بلكه در بعضى روايات آحاد است كه در اين گونه امور حجّت نيست و مستفاد از آيه قرآن آن است كه نطفه به تدريج و تعاقب علقه و مُضغه و استخوان مى گردد». [٣]
به اعتقاد علامه شعرانى، به كارگيرى اين اصل در تأييد يا تكذيب احاديث، تا آنجا ضرورى و لازم است كه با صراحت مى گويد: «اگر مضمون حديثى با قرآن موافق بود، نيازى به بررسى رجال حديث و سند آن نيست». [٤]
همان گونه كه اگر معناى روايتى مخالف قرآن بود، حتى صحّت سند هم نمى تواند جبران اين ضعف را بنمايد و نبايد با توجيهات و تأويلهاى تكلّف آميز