شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٨٩
باره سخن گفته و موارد استعمال آن را ذكر كرده و به حديث هم استدلال فرموده، آن دو تفسير، تبيان (ج ۶، ص ۳۶۷) و مجمع البيان (ج ۶، ص ۳۵۳)، در اينجا داد سخن نداده اند و اين از تعمّق و طول باع شيخ ابوالفتوح حكايت دارد.
در آيه ۸۷ سورة الأنبياء «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً» ، اگر بخواهيم مقايسه كنيم آنچه را كه شيخ ابوالفتوح (ج ۱۳، ص ۲۷۰ ـ ۲۷۴) در توجيه «مُغاضِباً» و «لَنْ نَقْدِرَ» آورده، با آنچه در تبيان (ج ۷، ص ۲۴۲) و مجمع البيان (ج ۷، ص ۶۰ ـ ۶۱) است، حقّاً بايد بگوييم كه شيخ ابوالفتوح جلوتر است و مطالب را با تحقيق و عمق بيشترى مى آورد و از آنچه با اصول مذهب در كلمات مفسّران عامّه مخالف است، جواب داده و جاى اشكالى نگذاشته است و نيز آنچه در پيرامون اين آيه آورده از جهات ديگر هم بر مطالب ممتّع و سودمند مشتمل است.
در آيه ۱۰۴ «يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ» ، در سه تفسير، سه معنى براى سجلّ آورده اند: اول: نام فرشته اى، دوم: نام كاتبى در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله، سوم: به معنى صحيفه و نامه؛ و امّا در تبيان (ج ۷، ص ۲۵۱) و مجمع (ج ۷، ص ۶۶) از ريشه سجل سخنى نيست، ولى در روض الجنان (ج ۱۳، ص ۲۸۵) فرموده: اصل سجلّ از سَجل است كه به معنى دلو بزرگ است يا از مُساجله به معنى آب كشيدن به دلو، و شيخ ابوالفتوح استدلال به بيت شعرى هم كرده كه دو تفسير فاقد اين معنى اند.
در آيه ۱۱ سورة النّور «إِنَّ الَّذِينَ جاو? بِالاْءِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ» در تبيان (ج ۷، ص ۳۶۷) و معنى ريشه عصبه را كه به معنى جماعت است، شدّ و محكم كردن ذكر كرده و مجمع در اين جا چيزى ذكر نفرموده و در روض الجنان (ج ۱۴، ص ۱۰۸)، اين معنى را به عنوان جامع تثبيت كرده و در عصابه و عَصَبه، كه بنى العمّ را مى گويند، اين جامع را سريان داده و اصل عبارت روض الجنان چنين است: «و اصله من العصب و هو الشدّ و منه العصابة لما يشدّ به الرأس و منه العَصَبَة لبنى العمّ