شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٤٤
(استن) گرفته شده اند، چنين نظرى احتمالاً صحيح است؛ اما «بُوَم» بايد ريشه مضارع همان مصدر «بودن» باشد.
از طرف ديگر، برخى دستورها بن مضارع مصدر «بودن» را، «باشيدن» فرض كرده اند؛ در حالى كه با مراجعه به متون گذشته درمى يابيم كه مصدر «باشيدن» خود به تنهايى كاربردهاى فراوانى در زمانهاى ماضى و مضارع داشته است و مصدر جداگانه اى بوده و ارتباطى به مصدر «بودن» نداشته است.
البتّه كاربردهاى بن مضارع مصدر «باشيدن»، يعنى «باش»، همان شواهدى است كه در قسمت مصدر «بودن» در كاربردهاى مختلف بن مضارع آن همراه با معانى آن ذكر شده. [١] و در اينجا چند نمونه از كاربردهاى ريشه ماضى اين مصدر به منظور تفكيك بين دو مصدر «بودن» و «باشيدن» آورده مى شود:
الف) كاربرد مصدرى «باشيدن»؛ مانند: «در تنها باشيدن وسواس غلبه كند» (كيمياى سعادت به نقل از لغتنامه دهخدا، ذيل باشيدن، ۴۳۹).
ب) كاربرد ماضى مطلق (اوّل و سوّم شخص مفرد) «باشيدن»؛ مانند: ۰ «مرا تا بود اميدى كه دارى شاد، باشيدمچو دانستم كه با خوى تو كار افتاد من رفتم» ۰
(سيف اسفرنگ، به نقل از لغتنامه دهخدا، ذيل باشيدن، ۴۳۹)
۲. «و امير اسماعيل مدتى به بخارا باشيد و بعد از آن به سمرقند رفت» (تاريخ بخارا، ص ۱۱۰).
ج) كاربرد ماضى نقلى «باشيدن»؛ مانند: «بر آن موضع دو سه كوشك مانده است كه آن را كوشك مغان مى خوانند و آنجا مغان باشيده اند» (تاريخ بخارا، ص ۴۳).
البتّه در فرهنگها، ساختهاى بن مضارع مصدر «بودن»، يعنى «باش»، با اَشكال