شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤١٣
انبياء همان معتبر است كه در قرآن آمده يا از ائمه معصومين عليهم السلام به صحّت پيوسته باشد». [١]
و يا در زمينه مبالغه هايى كه درباره تعداد سپاهيان در آن دوران بيان شده است مى فرمايد:
«اين شماره لشكر، مبالغه است؛ چون در آن عهد، نگهدارى دوازده مليون لشكرى ممكن نبود و گفتند: تيمور كه بر بيش تر ممالك مستولى گشت، هشت هزار لشكر داشت، از يك مليون هم كمتر. امروز هم بر بيشتر دولتهاى بزرگ دوازده مليون لشكر محال است و چون اين روايات به طريق صحيح از معصوم روايت نشده، از منقولات ثعلبى است، اعتماد بر آن نشايد كرد». [٢]
و باز در همين زمينه در تفسير آيه سى ام سوره نمل در داستان هدهد مى نويسد:
«اين كار هدهد از رواياتِ مفسرين مستفاد گرديده و در قرآن اشارتى بدان نيست... و نامه بدو [هدهد] سپردن در قرآن است؛ امّا در دهان او نهادن، نيست و هم دست بر او كشيدن، و الوان مختلف بر پر او پديد آمدن و تاج بر سر او ظاهر گشتن، در قرآن نيست و مؤلّف آن را از مفسران عامّه، خاصّه از ثعلبى روايت كرده است. شايد نامه را بر پاى هدهد بست، يا بر پر او و نامه فرستادن با طيور معهود بود و مفاد قرآن از اين مبالغات خالى است». [٣]
و سرانجام اينكه درباره داستان حضرت سليمان عليه السلام مى فرمايد:
«[سخن] ابوهريره نيز معتبر نيست و به روايات وى استناد نتوان كرد و حق آن است كه در تفسير آيات قصه [حضرت] سليمان هيچ روايت صحيح، كه بتوان بر آن اعتماد كرد، موجود نيست. بعضى يقيناً باطل است؛ چنان كه مؤلّف فرمود