شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٤٥
اندام او افتاده و كسى نتوانستى كه آنجا بگذشتى از بوى او. و اين در حق پيغمبران، آن كس روا دارد كه قدر ايشان نداند، و ما بيان كرديم كه بر پيغمبران هيچ چيز از منفرات [١] روا نباشد، نه از قِبَل خداى تعالى و نه از قِبَل ايشان؛ براى آنكه مؤدّى بود با نقض غرض قديم تعالى و او از اين منزّه است؛ اما سختى بيمارى و تزايد آلام، و تكاشف امراض روا داريم كه خداى تعالى كند پيغمبران را بر سبيل امتحان؛ براى لطف و اعتبار در برابر آن اعواضى [٢] عظيم باشد موفّى بر آن مادام تا بيمارى نبود منفر [٣] كه نفرت آرد مردم را از ايشان از: برص [٤] و جُذام و جنون و قروح منفر و احوالى كه آن را قبح منظرى باشد و رايحتى كريه و چيزى مستبشع [٥] باشد.
اما آنكه خداى تعالى مال ايّوب ببَرَد و فرزندان او را باز سِتانَد و او را انواع بيمارى دهد تا منفر، اين همه روا داريم؛ اما نه به دعاى ابليس و اسعاف [٦] و تسليط [٧] او بر آنچه روايت كردند از مخاصمت او با خداى تعالى هم آن كس روا دارد كه او پيغمبران را نشناسد و نداند كه بر ايشان چه روا باشد و چه نباشد؟
و در مدت بيمارى او خلاف كردند. وهب گفت: سه سال بود، بيشتر نه؛ و كعب [٨]