شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٣٥
حمل كند؛ بلكه بايد از امورى باشد كه لغت و زبان عربى تحمّل آن را داشته باشد و عقل نيز آن را بپذيرد؛ مثلاً در ذيل حديث اوّل «باب حدوث الأسماء» در شرح اصول كافى، علامه شعرانى، پس از نقل سخن ملاصدرا و علامه مجلسى چنين مى فرمايد:
«يجب أن يكون تفسير الأحاديث كتفسير القرآن على وجه يجوز في اللغة العربية و ينطبق على العقل والواقع؛ ويكون معنى صحيحاً قابلاً للتطبيق على عبارة الحديث، لا إبداء كلّ معنى يريد المفسّر». [١]
و نيز در همين زمينه مى نويسد:
«فما يتكلّف بعض الناس من حمل ألفاظ القرآن وبعض الأحاديث على ما لا يسوغ في اللغة العربية غير جائز، بل خروج عن طريقة الشرع و لا يرضى به الأئمّة عليهم السلام». [٢]
ايشان خود با توجّه به اين نكته، در بسيارى موارد به تأويل و تفسير پاره اى احاديث اقدام نمودند و روايات را به گونه اى كه با عقل و نقل توافق داشته باشد، توجيه كردند. [٣]
۲. نقد روايى احاديث
دومين اصلِ اساسى در متد حديث شناسى علامه شعرانى، نقد روايى احاديث و يا به تعبير خود ايشان «عرضه حديث به سنّت متواتر و قطعى» است. آن مرحوم در اين زمينه مى فرمايد: