شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٩٦
ايشان شنيده بود و ذكر اخبار عجم و جهودان و ترسايان را ديده بود كه تورات و انجيل خواندندى و نماز كردندى. چون به مكه آمد، رسول را يافت كه قرآن مى خواند و نماز مى كرد. گمان برد كه اين جنس آن است، گفت: اين اخبار اوايل است و قصه امم پيشين. سدى گفت: اساطير الاولين، اى اساجيع اهل الحيره؛ سجعهاى اهل حيره است، و اساطير، جمع اسطوره و اسطارة باشد، و گفتند: جمع الجمع است، سطر و اسطار و اساطير و اصل او من السطر باشد، و هو الكتابة».
ملاحظه مى شود كه ابوالفتوح رازى در ترجمه آيه، «اساطير الاولين» را به «افسانه هاى پيشينيان» برگردانده است، اما در ترجمه آن، ريشه واژه را به كتابت و نوشتن رسانده است. و از همه مهم تر اينكه اشاره به شباهتى كرده است كه نضر بن حارث بين اعتقادات و اعمال مذهبى ايرانيان، يهوديان و مسيحيان و مسلمانان حس كرده است و به اين ترتيب قرآن را با عنوان «اساطير الاولين» يعنى «اخبار اوايل و قصه امم» ناميده است.
ميبدى كلمه اساطير را در آيه ۲۴ سوره النحل، افسانه پيشينيان ترجمه مى كند و در تفسير آن مى نويسد:
«اين در شأن مقتسمان آمد كه در ايام موسم به راه حاج نشسته بودند. چون از ايشان مى پرسيدند كه: «ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ...» چيست آنكه اللّه فرو فرستاد بر محمد صلى الله عليه و آلهايشان جواب مى دادند كه اساطير الاولين. اى ما دونته الاوائل فى كتبهم... آنچه شما مى گوييد كه از آسمان منزلى است، آن افسانه هاى پيشينيان است، و دروغها كه پيشينيان برساختند و نهادند».
در اين باره نگاه تفسير گازر باز جالب است: «چون اين كافران را گويند چون وحى شنيده باشند و قرآن را استماع كرده كه: خداى شما چه چيز فرستاده است؟ گويند كه: افسانه پيشينيان و حكايت گذشتگان، و اين براى آن گويند كه قرآن بعضى قصص اوايل است و در اين قصص