شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٢٣
حق در آن بود كه حذف كردند. از اين جهت، علماء، همه گفته ها را ضبط كردند تا همه كس توهّم نكند». [١]
از اين قبيل توجيهات در حواشى و تعليقات ايشان، به ويژه بر تفسير ابوالفتوح رازى، فراوان است. [٢] و اين در حالى است كه بسيارى از اين حكايات و قصص را ابوالفتوح از عرائس ثعلبى نقل كرده است و علامه شعرانى درباره ثعلبى با صراحت مى فرمايد:
«اعتماد بسيار بر قول ثعلبى نيست و اين سخنان نه از معصوم است و نه از كتب تواريخ معتبر [نقل شده است]». [٣]
همان گونه كه درباره ديگران نيز چنين اظهار نظرهايى دارد و مى فرمايد:
«قول وهب بن منبّه حجّت نيست [٤] و سخن كعب الاحبار را باور نبايد كرد؛ چون به دروغگويى معروف بود [٥] و قول عبداللّه بن عبّاس و كعب و ديگران حجّت نيست [٦] و عبداللّه [بن مسعود] با كمال وثاقت معصوم نبود و كلام او حجّت نيست [٧] و ابوهريره نيز معتبر نيست و به روايات وى استناد نتوان كرد. [٨] و خلاصه اينكه اين سخن... قول عايشه است، از اجتهاد خود گفته و رأى هيچ كس براى ديگران حجّت نيست». [٩]
آرى، على رغم اينكه با صراحت اين ديدگاه را درباره اقوال صحابه و تابعين آورده است، در پاره اى موارد ناچار از توجيه برخى از اين حكايات شده است كه