شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٦
وحى و الهام نزديك بودند و نه از مشكات انوار ائمه عليهم السلام اقتباس نور مى نمودند، نه به رياضت، راهى با خدا گشوده، و نه به نور علم و عقل راه يافته، سخنان بيهوده بسيار آوردند و در اصول عقايد توجيهات نامعقول كردند؛ مثلاً گويند: خالق اصول نعمتهاست؛ مانند وجود و حيات، و ساير فروع، كارِ خود انسان است و عجب است كه مؤلّف نيز بدين عقيده تصريح فرموده است. و باز معتزله گويند: خداى تعالى اشياء را از عدم به وجود آورد و چون به وجود آمدند، در بقاء، حاجت به خالق ندارند: «ولو جاز على الواجب العدم لما ضر عدمه وجود العالم»، و امثال اين. و اهل تحقيق دانند، اصول اشاعره و معتزله براى حل مشكلات و اخبار اهل بيت پيغمبر اكرم كافى نيست و سخنان بزرگان دين را نيز با اصول آنان حل نمى توان كرد؛ مثلاً در اخبار است كه پيغمبر صلى الله عليه و آلهملائكه را مى ديد و در عرض ديوار مسجد، بهشت را مشاهده مى فرمود و سؤال و جواب مردگان را با نكيرين مى شنيد؛ و ديگران نمى ديدند و نمى شنيدند و اصول علم كلام از حل اين امور عاجز است. و هم در روايات ما آمده است كه حضرت صادق عليه السلام به يكى از اصحاب، حوض كوثر را بيرون دروازه مدينه نشان داد. و نيز وارد است كسى را كه بر دار آويزند، هوا بر او فشار مى آورد، مانند قبر و همان جا عذاب و ثواب مى بيند. و وارد است كه چون شهيد از اسب بر زمين بيفتد، هنوز در خون خود مى غلطد كه حورالعين او را در بر گيرند. و وارد است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله با اجساد اهل بدر در قليب سخن گفت و آنها جواب دادند. و وارد است كه هم اكنون بهشت و جهنم آفريده شده اند و بهشت در آسمان است. و وارد است كه اعمال انسان مجسّم مى شود به صورت جسمانى و در آخرت آن را در ترازو مى كشند. و اين امور و امثال آن را با اصول اشاعره و معتزله حل نمى توان كرد و انكار يا تأويل نمى توان نمود و اينان معناى تجرّد روح و تجسّم عمل و تمثّل ملائكه و ترتيب وجود و منازل آن را نمى دانند و از شرح اخبار توحيد عاجزند.