شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٤٩
ب) خبرى است كه ذاتاً مفيد علم نبوده و موجب قطع و يقين نباشد؛ [١]
ج) خبرى است كه مفيد ظن باشد؛ اگر چه راويانش هم بسيار باشند. [٢]
اگر چه شايد در يك جمع بندى نهايى، هر سه نظر را در طول هم قرار داد و پذيرفت، ولى به هر صورت هر يك از اين تعاريف سه گانه، خود يك نوع استقلال معنايى دارند. علامه شعرانى ظاهراً به تعريف دوم متمايل است و درباره خبر واحد مى فرمايد: «اخبار آحاد آن است كه يكى دو نفر آن را روايت كنند و از قول آنان علم حاصل نشود». [٣]
به اعتقاد ايشان، چنين اخبارى در اصول معارف هرگز حجّت نيست؛ اگر چه در فقه و فروع دين چاره اى از عمل به آن نباشد؛ چنانچه در اين زمينه مى نويسد:
«به مذهب مؤلّف اين تفسير و بسيارى از علماى خبر، به خبر واحد عمل نمى توان كرد، نه در اصول دين و نه در فقه؛ و جماعتى عمل به آن را در فقه جايز مى شمارند و در اصول دين جايز نمى دانند و حق آن است كه نسخ قرآن به خبر واحد جايز نيست؛ هرچند خبر واحد حجّت باشد؛ چون ائمه به ما دستور دادند هر خبر مخالف قرآن ديديم آن را رد كنيم». [٤]
و در مقدّمه تفسير منهج الصادقين در اين باره مى فرمايد:
«چنانچه در الفاظ قرآن اخبار آحاد حجّت نيست و قرائت به آن ثابت نمى شود، در معناى قرآن هم اخبار آحاد حجّت نيست. پس اگر ما روايتى در تفسير ديديم از يكى از ائمه معصومين عليهم السلام و يقين نداشته باشيم آن قول امام عليه السلام است، واجب نيست قبول كنيم و در تفاسير نقل مى كنيم بر سبيل احتمال؛ مانند اقوال عامّه و خبر واحد در فروع دين، براى عمل حجّت است، نه براى اعتقاد. تفسير قرآن مانند