شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٤٠
است؛ بلكه مهم تر از آن بدين نكته توجّه داشته اند كه آيا متن روايت با عقل و استدلال و منطق و برهان سازگارى دارد يا خير؟ بر اين مبناست كه در موارد بى شمارى بر اخباريها و ظاهربينانِ اهل حديث به شدّت بر مى آشوبد كه چرا در معارف دين دخالت عقل را ممنوع و ناروا مى دانند و در نتيجه به هر حديث ضعيف و بى پايه اى استناد مى جويند؟ [١] به اعتقاد ايشان، اخباريگرى به اين معنا، اگر چه از قرن يازدهم هجرى به عنوان يك مكتب قد علم كرده است، امّا در محدوده هيچ عصرى نمى گنجد و اين دسته از اخباريان شيعه در عهد شيخ ابوالفتوح و پيش از وى هم موجود بودند. [٢] علامه شعرانى در اين باره مى گويد:
«اصحاب اخبار و اهل ظاهر با ساير علماء از دو جهت فرق دارند: يكى آنكه هر حديث مكتوب را بى دقت در اسناد معتبر مى شمارند و بدان اعتماد مى كنند و سهو و غلط را بر راويان اخبار جايز نمى دانند؛ و ديگر آنكه معناى ظاهر هر لفظ و كلمه را آن طور كه ابتدائاً به نظر مى رسد، معتبر مى گويند و احتمال آنكه شايد در فهم معنا خطا كرده و اشتباه كرده باشند، نمى دهند و باور ندارند كه خداى تعالى و معصوم غير آن معنا كه به ذهن آنها رسيده است، خواسته باشند؛ [حتى] با ادلّه و قرائن [هم]». [٣]
ولى با اين همه ميان اخبارى و محدّث فرق قائل مى شود و معتقد است كه