شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤١٠
خصوص اصحاب كهف مى فرمايد:
«و امّا اينكه اسامى آنان چه بوده و پسران چه كسى و از چه فاميلى بوده اند؟ و چگونه نشو و نما يافته بودند؟ چه مشاغلى براى خود اختيار كرده بودند؟ در جامعه چه موقعيتى داشتند؟ در چه روزى قيام نموده و از مردم اعتزال جستند؟ و اسم آن پادشاهى كه ايشان از ترس او فرار كردند، چه بوده؟ و نيز اسم آن سگ، كه همراهىِ ايشان اختيار كرد، چه بوده؟ و اينكه آيا سگ شكارى بوده يا سگ گله؟ و چه رنگى؟ متعرض نشده است؛ در حالى كه روايات با كمال خرده بينى متعرّض آنها و نيز ساير امورى كه در غرض خداى تعالى، كه همان هدايت است، هيچ مدخليتى ندارد، شده است». [١]
به اعتقاد علامه شعرانى، در فهم قصه هاى قرآن آنچه مهم و معتبر است و نقش كليدى و اساسى دارد، آيات مقدّس و نورانى خودِ قرآن كريم است و بس. روايات تاريخى و داستانهايى كه در كتابهاى ديگر در شرح و تفصيل قصه هاى قرآن آمده است، تا آنجا مى تواند مورد اعتماد و استناد باشد كه با آيات قرآن مخالف يا متضاد نباشد.
به اعتقاد ايشان اين اصل، يكى از مهم ترين و محورى ترين اصول قرآنشناسى در همه زمينه ها، به ويژه در فهم داستانهاى قرآنى است؛ مثلاً در يك مورد چنين آورده است:
«بسيارى از حكايات و قصص كه در خلال تفسير اين آيات آمده است، از امام معصوم روايت نشده و اطمينان به صحّت آن نيست و غير آنچه از آيات كريمه قرآن مستفاد مى گردد، به ساير قصص اعتماد نمى توان كرد و در عبرت و استنباطِ دستور و قواعد سياست كه فايده اين حكايات است، عبارت نص آيه كافى است». [٢]