شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٩٧
نوعى معجز است بيرون از مصلحت و لطف كه در وى است؛ براى آنكه ايشان به احوال رسول صلى الله عليه و آله عالم بودند، چه نشو و نماى وى در ميان ايشان بود دانستند كه پيش كس نرفت و از كس قصه نشنيد و چيزى ننوشت و نوشته نخواند. آن گه همچنان كه در كتب ايشان بود از قرآن بر ايشان مى خواند ايشان مى شنيدند و بر سبيل طعن باز مى گفتند كه: افسانه پيشينيان است آنچه خداى بر محمد فرو فرستاده است».
باز هم ملاحظه مى شود كه جرجانى به طور صريح مى گويد كه در قرآن بعضى قصه هاى پيشينيان وجود دارد و چون پيامبر بدون اينكه كتاب خوانده باشد همان مطالب را از كتب پيشينيان بر معتقدان به آن كتابها مى خواند، آنها بر سبيل طعن به قرآن «اساطير الاولين» مى گفتند، بى آنكه جنبه اعجاز كار پيامبر را ببينند يا بفهمند.
ميبدى در برگردان آيه ۸۳ سوره مؤمنون با تكرار افسانه پيشينيان در تفسير آيه مى نويسد:
« «بل قالوا» : اى قالت قرين «مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُونَ» ، اى مثل من كان قبلهم من المكذبين بالبعث، «قالوا» يعنى على طريق الانكار والتعجب: «أَ إِذا مِتْنا وَ كُنّا تُراباً وَ عِظاماً» و... «لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ» هذا الوعد و وعد «آبائنا» اى وعدهم قوم ذكروا ان اللّه رسلاً، اى قيل لنا ولآبائنا هذا الحديث من قبل مجيئك وهم يكن من ذلك شيء «إِنْ هذا إِلاّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ» ، أى ما هذا الذى تخوفنا به الا ما سطره الأولون فى كتبهم مما لا حقيقة له».
ملاحظه مى شود كه ميبدى نيز سرانجام به ريشه كتابت در اساطير توجه مى يابد و آن را به «آنچه كه پيشينيان (اوليها) در كتابهايشان نوشته اند، از چيزهايى كه حقيقت ندارند» ترجمه مى كند.
سرانجام ميبدى در تفسير آيه پنجم سوره فرقان، به معناى نوشته هاى پيشينيان تصريح مى كند: