شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٧٦
يعلمون تأويل المتشابه؛ يعنى: من از آن راسخان در علمم كه تأويل متشابه دانند» و مجاهد گفت من از جمله آنانم كه تأويل متشابه دانم...».
* از مفسران حاضر، مثلاً عامه فقيد صاحب الميزان، در اين باب چه نظرى دارند؟
ـ علامه طباطبايى در ذيل همين آيه، در عين آنكه معتقد است آنچه اين آيه دلالت دارد اين است كه علم به تأويل منحصر در خدا و مختص اوست، ولى بر آن است كه اگر هم آيه دلالت نداشته باشد كه راسخين در علم نيز عالم به تأويل باشند، دلالت نداشتن بر علم آنان، غير از دلالت داشتن بر عدم علم آنان است. اين انحصار منافات ندارد با اينكه دليل ديگرى جداى از آيه مورد بحث، دلالت كند بر اينكه خداى تعالى اين علم را كه مختص به خودش است، به بعضى از افراد داده؛ همچنان كه در نظاير اين علم هم آياتى داريم كه دلالت دارد بر اينكه مختص به خداست و در عين حال آياتى داريم كه مى گويد خدا اين علم را به غير خودش نيز داده است؛ مانند علم به غيب... كه چندين آيه آن را مختص به خداوند مى داند.
* چه دلايلى وجود دارد كه آيات مؤيد احاديث در مورد تأويل باشند؟ ـ اگر تأويل فقط خاص خداوند بود، با اين همه احاديث كه تواتر معنوى دارند، وفاق نداشت. حال آنكه اجمالها و ابهامهاى قرآن مجيد در درجه اول با استمداد از احاديث برطرف مى شود. بعضى از مخالفان كه قائل به وجود تناقض و تهافت در قرآن هستند، گفته اند چرا تمامى بر يك وجه، يعنى محكمات، نيست تا نياز به تأويل و اين همه دردسر نباشد. مفسران به اين ايراد و اشكال و در مورد حكمت و فايده وجود متشابهات در قرآن، پاسخهاى گوناگونى داده اند.
* به اين شبهه چگونه پاسخ داده شده و مهم ترين پاسخها به اين شبهه چگونه و از جانب چه كسانى طرح شده است؟
ـ پاسخهاى زمخشرى و علامه طباطبايى از بقيه برجسته تر است؛ اما طبيعى ترين و سرراست ترين پاسخ اين است كه قرآن به زبان طبيعى انسانى نازل شده است و