شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٧
يا در قرن پنجم به تقليد قديم معمول بوده است؛ مانند «كردمانى» و «ديدمانى» و «مُردمانى» و غيره كه در بلعمى و كتب متصوفه و اسكندرنامه ديديم، و نيز مانند اسكندرنامه پيشاوند «ها» بر سر افعال مى آورد؛ چون: «هاگيرم»، و «هاگرفت» و غيره و اين يادگار لهجه محلى رازى است كه در پهلوى شمالى و ولايات اطراف رى و شهميرزاد و سنگسر معمول بوده و مى باشد. ديگر استعمال فعلهاى مكرر، و عدم حذف افعال به قرينه جز به ندرت، و ساير مختصات قديم كه از تجديد ذكر آنها خوددارى مى شود.
اين كتاب به طبع رسيده است و در ضمن شرح آن كتاب و حالات مؤلف به قلم آقاى ميرزا محمد قزوينى، مى توان به جزئيات سبك آن كتاب پى برد (رجوع شود به جلد پنجم آخر كتاب).
تنها شيوه اى كه ويژه آن كتاب است، مفرد آوردن جمع مخاطب است كه در ساير كتب اين دوره، گاه به گاه با آن رو به رو مى شويم؛ ولى در اين كتاب صفحه اى از آن خالى نيست؛ مثال:
«برفتند و دقيانوس را خبر دادند از احوال ايشان. او كس فرستاد و ايشان را حاضر كرد و بر آن هيئت بودند با جامه عَبّاد روى در خاك ماليده، و چشمها پر آب شده. ايشان را تهديد كرد و گفت: چرا به خدمت من نيامدى و براى اصنام قربان نكردى. اكنون مخيرى خواهى بدين من در آيى، و خواهى اختيار كشتن كنيد». (ص ۴۰۲) [١]