شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٦١
عبارات و معانى، در بين كتب تفسير، بى نظير است و امام فخر رازى هم تفسير كبير خود را بر اساس همين تفسير نهاده و اصل مطالب و جان كلام را از آن گرفته و تشكيكات خود را بر آن افزوده، ولى اصل همان است كه مفسر بزرگوار ابوالفتوح انجام داده است». [١]
ما بخشهايى از اين دو تفسير را به دقت بررسى كرديم و متوجه شديم كه گفتار قاضى درست است؛ زيرا اصل مطلب همان بوده كه ابوالفتوح رازى گفته و فخر رازى آن را مورد تحقيق قرار داده و مطالبى فرعى نيز بر آن افزوده است. به عنوان نمونه، در مورد آيه «فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِيسَ أَبى وَاسْتَكْبَرَ وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ» [٢] ، ابوالفتوح معتقد است كه ابليس پيوسته كافر بوده است؛ زيرا مؤمن، كافر نمى شود؛ چون ايمان سبب استحقاق ثواب دائمى است و كفر هم سبب استحقاق كيفر و عذاب دائمى است و جمع ميان اين دو استحقاق، ممكن نيست. [٣]
همين استدلال در التفسير الكبير اين گونه آمده است:
وجه دوم در بيان اينكه ابليس هميشه كافر بوده، سخن اصحاب «موافات» است؛ ايمان سبب استحقاق ثواب دائم و كفر هم سبب استحقاق عذاب دائم است و جمع ميان ثواب دائم و عذاب دائم ممكن نيست. پس اگر زمانى شخصى مكلف، مؤمن شود و بعد از آن كافر گردد، يا بايد هر دو استحقاق (پاداش و كيفر) با هم باقى بمانند؛ كه محال است يا اينكه دوّمى، نخستين را زايل سازد؛ كه اين هم محال است؛ زيرا اِحباط عمل را باطل مى دانيم». [٤]
فخر رازى در مورد «وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ» مى گويد: آيا جز ابليس كافرانى بودند