شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٩٥
و ليث بن معاذ [١] روايت كند كه از رسول صلى الله عليه و آله كه او گفت: اين خانه يكى است از پانزده خانه: هفت در آسمان نهاد و هفت در زمين، يكى از برابر يكى، و هر يكى را حرمى است چند حرم اين خانه و اگر بيفگنند بعضى بر بعضى آيد و هر خانه را عمارت كننده اى هست از زوّار آن خانه؛ چنان كه اين خانه را عمارت كننده اى هست از زائر آن.و در خبر است كه چون آدم عليه السلام به زمين آمد، طول او چندان بود كه سر او در ابر مى سود، تا اصلع [٢] شد و دواب زمين از او مى رميدند. از خداى تعالى درخواست تا قدّ او با قوام به شصت گز آورد و او پيش از آن آواز فرشتگان شنيدى، و به ايشان حديث كردى. چون بالاى او به اين مقدار باز آورد خداى تعالى، او در زمين تنها دلتنگ شد، با خداى بناليد. خداوند تعالى براى او خانه اى فرستاد از بهشت از ياقوت سرخ بر طول و عرض كعبه، دو در بر او گشاد از زمرّد سبز، يكى بر مشرق و يكى بر مغرب. و او را گفت: گرد اين خانه طواف مى كن، و به نزديك اين خانه نماز كن؛ چنان كه فرشتگان گرد عرش طواف مى كنند و نماز مى كنند و سنگى بفرستاد، يعنى حجرالاسود، تا بنگريست، اشك به آن بسترد. آن از درّ سفيد بود. چون مشركان و ناپاكان دست بر او ماليدند، سياه شد.و در خبر است از رسول صلى الله عليه و آله كه گفت: حجر الاسود، ياقوت سرخ بود از ياقوتهاى بهشت، اگر نه آن بودى كه مشركان پليد دست در او ماليدند، هيچ خداوند عاهتى [٣] دست به او نبردى، الاّ شفا يافتى.آدم از زمين هند پياده به مكّه آمد به حجّ خانه. جبرئيل در پيش، او را دليلى