شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٧٦
«وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً...» (البقرة ۲: ۱۲۶) ياد كن اى محمّد! چون گفت ابراهيم كه: بار خدايا! اين شهر مكّه را شهرى ايمن گردان. و اين دعا را براى آن كرد كه خداى تعالى اعلام كرده بود او را كه اين شهر مكّه، شهرى باشد كه مقصد خلقان و بندگان خواهد بودن براى اداى مناسك حجّ و عمره و اعتكاف، و عباداتى كه مختصّ است بدان جا تا ذراعى قوى باشد به حضور آن جايگاه و نفسهاى ساكن به مقام و مجاورت در او، و دگر آنكه اهل و فرزند خود را آنجا رها كرده بود و آنجا انيسى نبود و جاى خوف بود.
گفت: «اين جايگاه، شهرى ايمن گردان» و عرب، بيابان را بلد خواند و اگر چه آبادانى و انيس نباشد؛ چنان كه شاعر گفت:
۰ وَبَلْدَةٌ لَيْسَ بِها اَنيسُإِلاّ اليَعافيرُ وإلاّ العيسُ [١] ۰
و خايه شترمرغ را كه در بيابان دور دست بنهد، آن را بَيضَةُ الْبَلَد گويند و «آمِن» به معنى «مأمون» است و هذا من باب ليلٌ قائمٌ و نهارٌ صائمٌ و بيعٌ رابحٌ وصفقةٌ خاسِرةٌ. و منهُ قولَه تعالى: «فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ» ؛ براى آنكه معنى آن است كه شبى كه در او نخسبند و روزى كه در او روزه دارند و بيعى كه در او سود كنند و دست زدنى كه در او زيان كنند و معنى آيت آن است: فَما رَبحُوا في تِجارتِهم؛ در بازرگانى سود نكردند.
يا «آمِن» به معنى «مأمَن» بود، جاى امن و خداوند أمن؛ كما قال اللّه تعالى: «فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ» (قارعه ۱۰۱: ۷) اى ذات رضا و امرأة حايضٌ وطاهرٌ وطامثٌ؛ اى ذات حَيض و طُهر و طَمثٍ [٢] ، و هر دو وجه نيكو است.
«... وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الَّثمَراتِ...» (بقره ۲: ۱۲۶)؛ و اهلش را روزى كن از ميوه ها.