شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٦
۰ پس از نيستى زاد اين راه سازى كجا بهتر از نيستى هست [١] زادى ۰
۰ صلاح تو در كشتن تو است وان گهصلاحى است اين مضمر اندر فسادى ۰
۰ نبينى كه پروانه شمع هرگهكه بر باطنش چيره گردد و دادى ۰
۰ برى گردد از خويش و بر صدق دعوىكند خويشى خويشتن چون رمادى ۰
۰ ايا مانده بر موجب هر مرادىشب و روز در محنت [و ]اجتهادى ۰
۰ نه در حق خود مر تو را انزعاجىنه در حق حق مر تو را انقيادى ۰
۰ چو ديوانگان دايم اندر تفكركه گويى مرا چون برآيد مرادى ۰
۰ ز بهر دو روز [ه] مقام مجازىبه هر گوشه اى كرده ذات العمادى ۰
۰ همانا بخواب اندرى تا بدانى [٢] كه ما را جز اين است ديگر معادى ۰
ايضاً ج ۱، ص ۳۳۹، در تفسير آيه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ» گويد:
و از شأن منافق اين بود كه دو روى و دو زبان باشد. دو روى دارد: يكى با تو و يكى با دشمن تو؛ و دو زبان دارد: يكى با تو، يكى با دشمن تو.
۰ من كان كالطرس ذاوجهين من سفهوذا لسانين فيما قال من كلم ۰
۰ فسودن وجهه كالطرس محتسباًواضرب علاوته بالسيف كالقلم ۰
ترجمه:
۰ هركه چون كاغذ و قلم باشددو زبان و دو روى گاه سخن ۰
۰ همچو كاغذ سياه كن رويشچون قلم گردنش به تيغ بزن». ۰
ايضاً ج ۱، ص ۳۹۳ ـ ۳۹۴، در تفسير آيه «وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً» گويد:
معنى آيه آن است كه چون زنان را طلاق دادى و ايشان عده به نزديك آخر