پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١٤ - شرح و تفسير زياد خود را اسير آنها مكن
بندهاش كافى نيست؟!». [١]
در جاى ديگر مىفرمايد: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً* وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ و هركس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىكند، و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مىدهد؛ و هركس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را خواهد كرد (و كارش را سامان مىبخشد)». [٢]
اگر همسر و فرزند انسان در صف دشمنان خدا باشند چرا انسان تمام وقت و فكر خود را صرف تأمين زندگى آينده آنها كند؟
متأسفانه بسيارند كسانى كه به سبب عواطف افراطى حتى وسايل و ابزار گناه فرزندان خود را فراهم مىسازند و از اين طريق در گناه آنها شريك مىشوند و از آن بدتر اينكه گاه اين عواطف افراطى سبب مىشود كه در كسب مال نيز ملاحظه حلال و حرام نكنند و از هر راه ممكن به جمع مال بپردازند.
در اينگونه موارد اگر فرزند، صالح باشد و خبر از كار پدر نداشته باشد تصرفات او بعد از مرگ پدر در آن اموال شرعاً مجاز است؛ لذتش را او مىبرد و عقوبتش را پدر مىكشد.
در حديثى كه علامه مجلسى رحمه الله در بحارالانوار آورده مىخوانيم كه يكى از دوستان اميرمؤمنان عليه السلام از او تقاضاى مالى كرد. حضرت فرمود: بگذار سهم خود را از بيتالمال دريافت دارم، با تو تقسيم مىكنم. عرض كرد: اين مقدار براى من كافى نيست (و چون مرد دنياپرستى بود و از بذل و بخشش بىحساب و كتاب معاويه خبر داشت) به سوى معاويه رفت. معاويه مال فراوانى به او داد. او نامهاى براى اميرمؤمنان على عليه السلام نوشت و حضرت را از اين ماجرا با خبر ساخت. (در
[١]. زمر، آيه ٣٦
[٢]. طلاق، آيه ٢ و ٣