پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٠ - شرح و تفسير نقش سلطان عادل
صاحب قدرت است، زيرا مىفرمايد: «او پاسدار الهى در زمين است».
حال آيا «سلطان» در اينجا به معناى هر صاحب قدرتى است تا مفهومش همان مفهوم كلام ديگر مولا باشد كه فرمود:
«لابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَيَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ؛
مردم بايد امير و سرپرستى داشته باشند خواه خوب باشد يا بد (زيرا اگر دسترسى به حاكم نيكوكار و عادل نباشد وجود امير فاجر از نبودن او و حاكميت هرج و مرج بهتر است) اميرى كه در حكومتش، مؤمن به كار خويش بپردازد و كافر از مواهب مادى بهرهمند شود». [١]
البته معمول است كه حتى حكومتهاى فاسد براى ادامه حكومت خويش ناچارند تا آنجا كه مىشود امنيت را براى مردم فراهم كنند و تا حدى در رفاه مادى مردم بكوشند و از ديگر ظالمان جلوگيرى كنند، بنابراين وجودشان از عدمشان بهتر است.
احتمال ديگر اين است كه منظور از سلطان در اينجا سلطان عادل است، زيرا امام عليه السلام تعبير به «وَزَعَةُ اللَّهِ» (پاسدار الهى) كرده و انتساب او به خدا با ظالم و بيدادگر بودنش تناسبى ندارد. اين احتمال نزديكتر به نظر مىرسد.
ازاينرو در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«السُّلْطَانُ ظِلُّ اللَّهِ فِي الْأَرْض؛
سلطان سايه خداوند در زمين است». [٢]
در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است:
«السُّلْطانُ الْعادِلُ الْمُتواضِعُ ظِلُّ اللَّهِ وَرُمْحُهُ فِي الْأرْضِ؛
سلطان عادل و متواضع سايه خدا و نيزه (قدرت) او در زمين است». [٣]
«وَزَعَة» جمع «وازِع» از ريشه «وزع» (بر وزن وضع) به معناى بازداشتن و بر حذرداشتن آمده است. واژه «وازع» به كسى گفته مىشود كه از چيزى
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٤٠
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٣٥٤، ح ٦٩
[٣]. كنزالعمّال، ج ٦، ص ٦، ح ١٤٥٨٩