پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٧ - شرح و تفسير داغ فرزند و داغ غارت اموال
امام عليه السلام مشغول به نماز بود. گفتند: داود شما را فرا خوانده است. فرمود: اگر نيايم چه مىشود؟ گفتند: دستور خاصى به ما داده است. امام عليه السلام فرمود: بازگرديد كه براى دنيا و آخرت شما بهتر است. آنها خوددارى كردند و گفتند: حتماً بايد بيايى. امام عليه السلام دستها را به سوى آسمان بلند كرد و سپس بر شانههاى خود گذاشت و آنها را گشود و دعا كرد و با انگشت اشاره خود اشاره نمود. آنها مىگويند: شنيديم كه مىفرمود: همين ساعت، همين ساعت.
ناگهان فريادى بلند شد. امام عليه السلام به آنها فرمود: رئيس شما مرد. آنها برگشتند. جريان را از امام عليه السلام سؤال كردند، فرمود: او فرستاده بود گردن مرا بزنند من به اسم اعظم پروردگار او را نفرين كردم. خداوند فرشتهاى را فرستاد كه با سلاح، ضربهاى به او زد و او را كشت. [١]
[١]. بحارالانوار، ج ٤٧، ص ١٧٧، ح ٢٤