پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩ - شرح و تفسير ارزش اعمال كم توأم با نشاط
نماز مغرب مىخواست به خانهاش برگردد گفت: يك نماز بيشتر باقى نمانده بمان تا آن را هم بخوانيم بعد به منزل مىروى. مرد تازه مسلمان نماز عشا را هم خواند؛ سپس از هم جدا شدند و هركدام به منزل خود رفتند. هنگامى كه سحر روز بعد شد بار ديگر مرد مسلمان آمد و درِ خانه او را زد. گفت: كيستى؟ گفت:
من فلان شخص هستم. گفت: چه كار دارى؟ گفت: وضو بگير و لباسهايت را بپوش برويم نماز بخوانيم: مرد تازه مسلمان گفت: أُطْلُبْ لِهذَا الدّينِ مَنْ هُوَ أفْرَغْ مِنّى وَأنَا إنْسانٌ مِسْكينٌ وَعَلى عَيالٌ؛ براى اين دين، آدم بيكارتر از من را پيدا كن.
من آدم محتاجى هستم و عيالوارم و بايد دنبال كار و زندگى باشم.
امام عليه السلام در پايان فرمود:
«أدْخَلَهُ فِي شَيْءٍ أخْرَجَهُ مِنْهُ؛
او را داخل اسلام كرد (اما براثر نادانى و تحميل زياد) او را از اسلام خارج ساخت». [١]
اين در واقع درسى است به همه مسلمانان و به خصوص براى مبلغان و پدران و مادران كه مراقب باشند وظايف سنگين و به خصوص مستحباتى كه جز افاضل و اوتاد تحمل آن را ندارند، بر توده مردم و فرزندان تحميل نكنند و اسلام را آنگونه كه هست دين سهل و آسان معرفى نمايند تا بتوانند بر آن تداوم يابند.
در واقع آنچه امام عليه السلام در اين كلام حكيمانه فرموده برگرفته از كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله است آنجا كه مىفرمايد:
«إنَّ النَّفْسَ مَلُولَةٌ وَإنَّ أَحَدَكُمْ لا يَدْري ما قَدْرُ الْمُدَّةِ فَلْيَنْظُرْ مِنَ الْعِبادَةِ ما يُطِيقُ ثُمَّ لِيُداوِمْ عَلَيْهِ فَإنّ أحَبَّ الْأعْمالِ إلَى اللَّهِ ما يُديمُ عَلَيْهِ وَإنْ قَلَّ؛
روح انسان كسل مىشود و شما نمىدانيد چه اندازه توان و تحمل داريد. بايد به سراغ عبادتى برويد كه توان آن را داريد و بر آن تداوم يابيد، زيرا محبوبترين كارها عملى است كه ادامه داشته باشد، هرچند كم باشد». [٢]
[١]. كافى، ج ٢، ص ٤٢، ح ٢
[٢]. كنزالعمّال، ح ٥٣١٢