پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - شرح و تفسير روز انتقام ظالمان
تاريخ مىآورند. حجّاج چون نمىتواند در سخن بر او چيره شود، دستور مىدهد رو به قبله سرش را از بدن جدا كنند. حاضران مىبينند كه سعيد در نهايت خونسردى رو به قبله اين آيه شريفه را تلاوت مىكند: «إِنِّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ»؛ من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد. من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم». [١]
حجّاج به قصد توهين به سعيد فرمان داده بود او را همچون حيوانى رو به قبله گردن زنند. وقتى مىبيند قرائت آن آيه براى سعيد عزّت و سعادتى ايجاد كرده است، بار ديگر دستور مىدهد كه پشت به قبله او را بكشند. اين بار آواى ملكوتى اين آيه شريفه از حلقوم سعيد بلند مىشود كه: «وَللَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»؛ مشرق و مغرب از آن خداست! به هر سو رو كنيد- حتّى پشت به قبله- خدا آنجاست! خداوند بىنياز و داناست». [٢]
حجّاج خشمگينانه و شكستخورده دستور مىدهد سرش را بر روى زمين از تنش جدا كنند و سعيد كه مرگ را به بازى گرفته بود، با آرامش خاطرى بىنظير اين كلام خدا را زمزمه مىكند كه: «مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى»؛ ما شما را از زمين آفريديم و به آن بازمىگردانيم و بار ديگر (در قيامت) شما را از آن بيرون مىآوريم. [٣]
حجّاج بىاختيار فرياد مىزند: «گردنش را بزنيد و ما را از شرّ او راحت كنيد».
سعيد در آخرين لحظه عمرش با خدايش سخن گفت و از او خواست:
«اللّهُمَ لَا تُسَلّطُهُ عَلى أحَدٍ بَعْدى؛
پروردگارا! پس از من، حجّاج را بر هيچكس مسلّط
[١]. انعام، آيه ٧٩
[٢]. بقره، آيه ١١٥
[٣]. طه، آيه ٥٥