پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - شرح و تفسير آينده درخشان
السَّيّدِ الْعَظيمُ الْمالِكُ لِأُمُورِ النّاسِ يَوْمَئِذٍ، وَالْقَزَعُ: قِطَعُ الْغِيَمِ الَّتي لا ماءَ فيها)
. جمعى از شارحان نهجالبلاغه در تفسيرى كه سيّد رضى رحمه الله براى «قَزَع» (جمع قُزَعة) كرده است ايراد گرفته و گفتهاند: در هيچيك از منابع لغت چنين تفسيرى براى «قَزَع» نشده، بلكه همگى آن را به معناى قطعات ابر گرفتهاند بىآنكه تصريح كنند: ابرى كه آب نداشته باشد؛ ولى شايد مرحوم سيّد رضى اين معنا را به دلالت التزامى استفاده كرده است، زيرا ارباب لغت گفتهاند: قَزَع به قطعههاى رقيق و پراكنده ابرها گفته مىشود (كه با سرعت حركت مىكنند) و طبيعى است كه اينگونه ابرها آبى با خود حمل نمىكنند و به همين دليل هم به سرعت پيش مىروند. منظور امام عليه السلام نيز اين است كه پيروان او به سرعت گرد او جمع مىشوند.
در تفسير «ذَنَب» نيز شارحان اختلاف كرده و گفتهاند «يَعْسُوب» در اصل همان ملكه زنبوران عسل است و هنگامى كه استقرار مىيابد دم خويش را بر زمين مىزند، بنابراين اين جمله كنايه از استقرار و استحكام است.
اين احتمال نيز از سوى بعضى ديگر داده شده كه «ذَنَب» به معناى پيروان است و معناى جمله اين است كه پيشواى دين به همراه پيروان خود به راه مىافتاد (در اين صورت «ضَرَبَ» به معناى ضَرْب فِى الأرض و حركت بر روى زمين است).
اين احتمال نيز داده شده كه زنبور عسل هنگامى كه خشم مىگيرد نيش خود را بيرون مىآورد، بنابراين جمله كنايه از اين است كه پيشواى دين در برابر ناهنجارىها خشمگين مىشود و به پا مىخيزد؛ ولى معناى اول مناسبتر به نظر مىرسد، هرچند جمع ميان اين تعابير و تفسيرها نيز بعيد نيست.
در اينكه اين سخن درباره چه كسى است، معروف در ميان شارحان اين است كه امام عليه السلام به ظهور حضرت مهدى عليه السلام اشاره مىكند و شاهد زنده اين