پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - نكته آيا حق داريم از فلسفه احكام سؤال كنيم؟
عرفى چه بسا بر اساس مصالح و مفاسدى وضع مىشود كه نتوانستهاند تمام جوانب آن را بررسى كنند و به همين دليل پس از مدتى ممكن است خلاف آن كشف شود؛ ولى احكام الهى چنين نيست، علم بىپايان خداوند سبب مىشود كه احكام بر اساس رعايت تمام جوانب مصالح و مفاسد وضع شود و هرگز خلافى در آن نخواهد بود.
بعضى نيز معتقدند گرچه احكام داراى مصالح و مفاسدى است؛ ولى ما نبايد به سراغ آنها برويم، بايد مطيع فرمان باشيم؛ آنجا كه امر شده انجام دهيم و آنجا كه نهى شده خوددارى كنيم و مطلقاً به سراغ فلسفه احكام نبايد رفت.
ولى اين نيز برخلاف آياتى است كه ما را تشويق به فهم مصالح و مفاسد احكام مىكند و همچنين برخلاف رواياتى است- مانند آنچه در بالا آمد- كه ائمه هدى عليهم السلام مصالح احكام را مشروحاً بيان كردهاند و نيز بعضى از اصحاب خدمت امامان عليهم السلام مىرسيدند و فلسفه پارهاى از احكام را مىپرسيدند. هرگز هيچ امامى آنها را نهى از اين سؤالات نكرد و اين دليل بر آن است كه مردم حق دارند از فلسفه احكام سؤال كنند و پاسخ بشنوند.
منتها در اينجا دو نكته مهم باقى مىماند و آن اين است كه اولًا بيان فلسفه احكام چه فايدهاى دارد؟
پاسخ اين سؤال روشن است؛ انسان هنگامى كه به منافع نماز و روزه و امثال آن آگاه مىشود، شوق بيشترى براى انجام دادن آن در خود مىيابد و هنگامى كه مثلًا مفاسد بىشمار شرب خمر را مىشنود، نفرت بيشترى از آن پيدا مىكند.
درست مانند دستورات طبيب كه وقتى براى بيمارش فوايد دارو را ذكر كند بيمار با شوق بيشترى دارو را مصرف كرده و تلخى احتمالى آن را تحمل مىكند.
از اينجا مىتوان استفاده كرد كه آگاهى بر فلسفه احكام مىتواند فقيه را در مسير استنباط حكم كمك كند.