پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢٠ - شرح و تفسير نخست به اصلاح خويش پرداز
گناهى كه انجام داده شتاب نكن شايد او آمرزيده شده باشد و در عين حال بر گناه كوچكى كه خود انجام دادهاى ايمن مباش شايد به سبب آن مجازات شوى، بنابراين هركدام از شما از عيب ديگرى آگاه شود؛ ولى مىداند خودش عيب دارد از عيبجويى او خوددارى كند»؛
(لا تَعْجَلْ فِى عَيبِ أَحَدٍ بِذَنْبِهِ فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ وَلا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِكَ صَغِيرَ مَعْصِيةٍ فَلَعَلَّكَ مُعَذَّبٌ عَلَيهِ فَلْيَكْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْكُمْ عَيبَ غَيرِهِ لِمَا يعْلَمُ مِنْ عَيبِ نَفْسِه)
. در خطبه ١٧٦ مىفرمايد: «خوشا به حال كسى كه پرداختن به حال خويش، او را از پرداختن به عيب مردم بازمىدارد»؛
(طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيبُهُ عَنْ عُيوبِ النَّاس)
. در غررالحكم نيز اين معنا با عبارت ديگرى آمده است:
«إنْ سَمَتَّ هِمَّتَكَ لإصْلاحِ النّاسِ فَابْدأ بِنَفْسِكَ فَإنْ تَعاطِيكَ صَلاحُ غَيْرِكَ وَأَنْتَ فاسِدٌ أَكْبَرِ الْعَيْبَ»
. [١] اين نكته نيز قابل توجه است كه انسان براثر حب ذات، گاه عيب خود را هرگز نمىبيند و يا اگر ببيند كوچك مىشمرد؛ اما براثر رقابت با ديگران گاه عيوب آنها را بسيار بزرگتر از آنچه هست مىپندارد و اين سبب مىشود از عيب خويش غافل گردد و به عيبجويى از ديگران بپردازد و اين خطر بزرگى است بر سر راه پويندگان راه حق و طالبان سير و سلوك الى اللَّه و مشكل بزرگى است در جوامع انسانى كه وحدت جامعه را هدف مىگيرد.
شعراى عرب و عجم نيز اين مطلب را به نظم كشيدهاند؛ يكى از شعرا مىگويد:
|
إذا أَنْتَ عِبْتَ الْأمْرَ ثُمَّ أَتَيْتَهُ |
فَأَنْتَ وَمَنْ تَزْري عَلَيْهِ سِواءٌ |