پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥٢ - شرح و تفسير زيانكاران هر دو جهان!
و كاخهايى بنا مىكند و بىآنكه كمترين بهرهاى ببرد، رها كرده به ديار باقى مىشتابد در حالى كه مسئوليت همه گناه آن بر دوش اوست. اين، «خسران مبين» است كه امام عليه السلام با استفاده از آيات قرآن در بالا به آن اشاره فرموده است. از آنجا كه بسيارند كسانى كه به همين سرنوشت گرفتار مىشوند و انسان نمىداند جزء كدامين دسته است، جاى آن دارد كه به هوش آيد و به جبران گذشته بپردازد.
شاهد گوياى اين مطلب داستانى است كه طبرى در كتاب خود در حوادث سال ٦١ نقل مىكند وى مىگويد: عبيداللَّه بن زياد پس از اقدام عمر سعد به قتل امام حسين عليه السلام به او گفت: آن نامهاى كه به تو نوشتم و دستور قتل حسين را دادم كجاست؟ (گويا مىخواست آن را باز پس بگيرد و خود را از مسئوليت آن جدا كند) عمر گفت: من دستور تو را انجام دادم ولى آن نامه از بين رفت. ابن زياد گفت: حتماً بايد آن نامه را بياورى. عمر باز هم گفت: نامه از بين رفته است. ابن زياد گفت: به خدا سوگند بايد نامه را بياورى. عمر گفت: به خدا قسم اين نامه حتى به دست پيرزنان قريش هم رسيده است تا عذر مرا در مدينه بر آنها آشكار سازد. به خدا سوگند من تو را نصيحتى درباره حسين كردم؛ نصيحتى كه اگر به پدرم سعد بن ابىوقاص كرده بودم حق او ادا شده بود. عثمان بن زياد، برادر عبيداللَّه بن زياد در آنجا حاضر بود گفت: عمر راست مىگويد. به خدا سوگند من دوست داشتم كه تمام طايفه بنىزياد تا روز قيامت در بينى مردانشان مهارى بود و حسين بهوسيله آنها به قتل نمىرسيد.
راوى اين روايت مىگويد: به خدا سوگند عبيداللَّه بن زياد اين سخن را كه شنيد سكوت كرد و انكار نكرد. [١]
آرى او هم مىدانست كه مصداق خسر الدنيا والآخرة شده است.
[١]. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٣٥٧