پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٨ - شرح و تفسير اندوه ما و شادى دشمنان
شدند. محمد چون خود را تنها ديد مخفى شد؛ ولى شخص خونخوارى به نام معاويه بن خديج از طرف عمرو عاص مأمور پيدا كردن او شد. هنگامى كه او را پيدا كرد به طرز بسيار شقاوتمندانهاى او را شهيد كرد و سرش را از تن جدا نمود و جسد او را به طرز فجيعى آتش زد. هنگامى كه خبر شهادت او به اميرمؤمنان على عليه السلام رسيد بسيار اندوهگين شد، زيرا محمد بن ابىبكر مردى بسيار مخلص، شجاع و كارآمد و از جمله وفاداران جدى آن حضرت بود و به همين دليل امام عليه السلام او را براى حكومت مصر كه منطقه بسيار مهمى بود برگزيد.
از داستان شهادت محمد بن ابىبكر كه در تواريخ از جمله تاريخ طبرى در حوادث سال ٣٨ نقل شده به خوبى استفاده مىشود كه دشمنان اميرمؤمنان على عليه السلام يعنى معاويه و دستيارانش چه افراد ظالم و ستمگر و خونخوارى بودند كه به هيچ حكم اسلامى و اخلاق انسانى تن نمىدادند و مرتكب جناياتى مىشدند كه در تاريخ سابقه نداشت. اين در حالى بود كه محمد بن ابىبكر، فرزند خليفه اول بود و آنها دم از وفادارى به خليفه اول مىزدند؛ اما به طرزى او را شهيد كردند كه بدتر از آن تصور نمىشد. [١]
از نكات قابل ملاحظه درباره محمد بن ابىبكر اين است كه او ربيب اميرمؤمنان على عليه السلام بود؛ يعنى فرزند همسرش از شوهر ديگر، زيرا «اسماء بنت عميس»، نخست همسر جعفر بن ابىطالب بود و بعد از جعفر به همسرى ابوبكر درآمد و بعد از ابوبكر روى علاقهاى كه به اميرمؤمنان على عليه السلام داشت به همسرى آن حضرت درآمد و محمد فرزند ابوبكر تحت تكفل اميرمؤمنان على عليه السلام و در خانه او پرورش يافت و از علاقهمندان مخلص آن حضرت بود. او در حجةالوداع سال دهم هجرى تولد يافت و در مصر در حالى كه بيست و هشت
[١]. براى توضيح بيشتر به تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٧٧ به بعد در حوادث سنه ٣٨ (طبع بيروت، مؤسسه اعلمى) مراجعه شود